تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
وطن مسافر . و صورت ايستادن را بر يك موضع با انزعاج دل اعتبارى نباشد . و فرق نيست ميان آن كه اين شغل قتال باشد يا غير آن ، و ميان آن چه مدت دراز بود يا كوتاه ، و ميان آن چه تأخير بيرون شدن براى بارانى باشد كه بقاى آن تا سه روز معلوم نبود ، يا براى جز آن . چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ترخص نموده است ، و در بعضى غزوه‌ها هژده روز قصر فرموده است بر يك موضع . و ظاهر ظن آن است كه اگر قتال درازتر كشيدى ترخص بيشتر بودى . چه تقدير هژده روز را معنى نيست . و ظاهر آن است كه قصر او براى سفر بوده نه براى غزو و قتال . اين است معنى قصر . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - چون پانزده روز نيت اقامت كند در موضعى كه صلاحيت اقامت دارد ، مقيم شود « 102 » . و اگر براى انتظار قافله را ، بى حاجتى ديگر ، اقامت كند بى نيت اقامت ، مقيم نشود . و اما معنى درازى سفر آن كه دو مرحله بود ، هر يكى هشت فرسنگ و هر فرسنگى سه ميل و هر ميلى چهار هزار گام و هر گامى سه قدم « 103 » . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - سه شبانه روز راه به رفتار اشتران و پيادگان . و معنى مباح آن كه مادر و پدر را عاق يا گريخته از آنان نباشد ، و بندهء از مالك گريخته ، و زن از شوى گريخته ، و وامدار توانگر از وامخواه مستحق گريخته نبود ، و روى به راه زدن يا كشتن مردم يا طلب ادرارى حرام از سلطان ظالم يا فساد انگيختن ميان مسلمانان ندارد . و در جمله آدمى جز براى غرضى سفر نكند ، و محرّك غرض باشد . پس اگر تحصيل آن غرض حرام بود و اگر آن غرض نباشد سفر نگزيند ، سفر او حرام باشد و معصيت ، و در آن ترخص روا نبود . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - رخصت به مطلق سفر ثابت شود ، اگر چه سفر معصيت بود . و اما فسق در سفر به خوردن خمر يا غير آن مانع رخصت نباشد ، بل هر سفرى كه شرع از آن باز دارد ، به رخصت در آن يارى نفرمايد . و اگر او را دو باعث باشد ، يكى مباح و ديگرى
هامش
( 102 ) مقيم محسوب شود . ( 103 ) يعنى طول هر گام برابر است با طول سه كف پاى متوسط ( از سر انگشتان إبهام تا پاشنه ) .