محظور ، و چنان باشد كه اگر او را باعث محظور نبود ، باعث مباح به تحريك او مستقل باشد و هر آينه براى آن سفر كند ، او را ترخص روا باشد . و متصوفان كه در شهرها مىگردند ، بى غرضى صحيح ، جز تفرج به ديدن موضعهاى مختلف ، در ترخص ايشان خلاف است ، و ليكن مختار آن است كه رواست .
رخصت چهارم جمع ميان نماز پيشين و نماز ديگر در وقتهاى آن و ميان نماز شام و خفتن .
( 1 ) و آن در همهء سفرهاى مباح و دراز جايز است .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - جايز نيست .
و در سفر كوتاه بر يك قول نيز رواست . پس اگر نماز ديگر را تقديم كند سوى نماز پيشين ، بايد كه نيت جمع كند پيش از فارغ شدن از نماز پيشين . و براى نماز پيشين بانگ نماز و اقامت بگويد ، و چون از آن « 104 » فارغ شود براى نماز ديگر اقامت گويد . و اگر متيمّم باشد تيمم تازه گرداند ، و ميان هر دو نماز به زيادت از تيمم و اقامت جدا نكند « 105 » . و اگر نماز ديگر پيش گزارد روا نباشد . و اگر وقت إحرام نماز ديگر نيت جمع كند ، نزديك مزنى - رحمة اللّه عليه - روا باشد . و آن را در قياس وجهى است ، چه واجب كردن تقديم نيت را مستندى نيست ، بل شرع جمع روا داشته است ، و اين جمع است ، و رخصت در نماز ديگر است ، پس نيت در آن بسنده باشد . و اما نماز پيشين بر قانون رفته است .
پس چون از [ 269 ] هر دو نماز فارغ شود ، بايد كه سنتهاى هر دو نماز را جمع كند . اما پس از نماز ديگر سنتى نيست ، و ليكن سنتى كه پس از نماز پيشين است ، آن را پس از نماز ديگر گزارد ، يا بر پشت ستور يا در ميان راه ، زيرا كه اگر راتبهء نماز پيشين پيش از نماز ديگر بگزارد ، موالات منقطع شود ، و اين بر وجهى واجب است . و اگر خواهد كه چهار ركعت سنت كه پيش از نماز پيشين است و چهار ركعت سنت كه پيش از نماز ديگر است بگزارد ، بايد كه پيش از هر دو فريضه ميان ايشان جمع كند : و اول سنت نماز پيشين گزارد ، پس سنت نماز ديگر ، پس فريضهء نماز پيشين ، پس فريضهء نماز ديگر ، پس دو ركعت سنت كه پس از فرض نماز پيشين است .
هامش
( 104 ) از نماز پيشين ( نماز ظهر ) .
( 105 ) فاصله نيفكند .