خداى تعالى و روز قيامت ايمان دارد ، بايد كه موزهها در پاى نكند تا آن گاه كه آن را بيفشاند .
رخصت دوم تيمم است .
( 1 ) و خاك بدل است از آب در حال عذر . و تعذر آب بر آن باشد كه دور بود از منزل ، دوريى كه چون آن جا رود اگر بانگ كند و فرياد رسى طلبد فرياد رسى يا قافلهاى به وى نرسد . و آن دورى آن باشد كه اهل منزل را ، در گشتنهاى خود براى قضاى حاجت خود ، آن جا رفتن معتاد نبود .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - حد دورى يك ميل است .
و همچنين اگر بر آب دشمنى يا ددهاى فرود آمده باشد « 92 » . تيمم روا بود ، اگر چه آب نزديك باشد . و همچنين اگر به آب محتاج باشد در آن روز يا بعد از آن روز ، از جهت نبودن آب نزد او ، پس او راست كه تيمم كند . و همچنين اگر به سبب تشنگى ، يكى از همراهان بدان محتاج بود ، پس او را وضو روا نبود و تسليم آن لازم بود - يا به بها يا بى بها . و اگر بدان محتاج بود براى ديگ تا بدان شوربايى پزد ، يا نان خشكيده تر كند ، يا محتاج بود كه بدان نان فراهم آورد « 93 » ، يا گوشت خام بپزد ، جايز نبود ، بل بر او بود كه به نان خشك نشخوار كند و خوردن شوربا را بگذارد .
و چون به دو آب بخشند قبول آن واجب بود ، و اگر بهاى آب بخشند قبول آن واجب نبود ، كه در آن منت است . و اگر به ثمن المثل فروشند خريدن واجب بود ، و اگر به غبن فروشند لازم نبود . پس چون با او آب نباشد و بخواهد كه تيمم كند ، اول چيزى كه بر او لازم است طلب آب است ، يعنى بر گرد منزل « 94 » و درون بار خود بگردد و بقاياى آوندها و مطهرهها را تفتيش كند . پس اگر آب را در بار خود يا چاهى را كه نزديك بود فراموش كند ، باز گردانيدن نماز واجب بود ، از جهت تقصير طلب . و اگر بداند كه آب در آخر وقت خواهد يافت ، اولى آن كه نماز اول وقت به تيمم بگزارد ، چه بر عمر وثوقى نيست ، و اول وقت موجب خشنودى خداست . ابن عمر - رضى اللّه عنهما - تيمم كرد ، به دو گفتند : ديوارهاى مدينه پيداست و تو تيمم مىكنى ؟ گفت :
ندانم كه تا دخول مدينه باقى مانم .
هامش
( 92 ) مطالب بين دو ستاره در نسخهء فيضيه مقدارى افتادگى و آشفتگى دارد كه بر اساس متن عربى تصحيح و تنظيم شد .
( 93 ) خرده نان را مچاله كند .
( 94 ) منزل ، محل فرود آمدن .