كه موزهء پاى راست بكشد و باز پوشد .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - روا بود ، و پوشيدن موزه پس از كمال طهارت يا اصل آن شرط نيست .
دوم آن كه موزه قوى باشد كه رفتن بدان ممكن بود . و بر موزهاى كه نعل ندارد مسح روا باشد ، چه گشتن « 87 » در آن معتاد است . زيرا كه در آن على الجملة قوّتى است ، به خلاف جوراب صوفيان كه مسح بر آن روا نباشد . و همچنين جرموق « 88 » ضعيف .
سوم آن كه در موضع فرض شستن « 89 » پاره نباشد . و اگر پاره شود چنان كه محل فرض منكشف گردد ، مسح بر آن روا نباشد . و شافعى را قول قديم است كه « روا باشد چندان كه بر وى بتوان رفت » و آن مذهب مالك است - رحمة اللّه عليه - و در آن باكى نيست ، چه حاجت بدان ماسّه است ، و دوختن در سفر در هر وقتى متعذر باشد .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه چون مقدار سر انگشت پاى پاره شود و از قدم مقدار سه انگشت ظاهر گردد روا نبود ، و چون كم از آن باشد روا بود .
و بر پاى افزار بافته روا بود هر گاه كه پوشنده باشد و بشرهء قدم از او پيدا نه آيد . و همچنين شكافتهاى كه جاى شكافش به شراكى « 90 » بسته شود ، زيرا كه حاجت به كل آن ماسّه است . و معتبر نيست مگر آن كه پوشنده باشد تا زير شتالنگ چنان كه باشد . و اما چون بعضى از پشت قدم را بپوشد و بعضى را به لفاف بپوشد ، مسح روا نبود .
چهارم آن كه موزه را پس از مسح نكشد ، و اگر بكشد ، اولى آن كه آبدست از سر گيرد . و اگر بر شستن قدمها اقتصار نمايد روا بود .
پنجم آن كه بر محاذى محل فرض شستن مسح كشد نه بر ساق ، و اقلش آن كه آن را مسح نام توان كرد بر پشت قدم از موزه . و اگر به سه انگشت بر موزه مسح كشد از شبهت خلاف بيرون آيد .
[ مترجم مىگويد : ] چه مذهب بو حنيفه - رضى اللّه عنه - مقدار سه انگشت بر ظاهر موزه
هامش
( 87 ) گشتن ، رفتن ، تردد .
( 88 ) جرموق ، سر موزه ، آن چه بر بالاى موزه به سبب شدت سرما پوشند .
( 89 ) جايى كه شستن آن واجب است .
( 90 ) شراك ، بند كفش .