مگر بر محققان از علماى دين .
و اما توشهء آخرت و آن علمى است كه بدان محتاج باشد در آبدست و نماز و روزه و ديگر عبادات خود . و چاره نباشد كه آن را مهيا گرداند ، چه سفر بعضى كارها بر وى تخفيف كند . پس به دانستن آن قدر كه سفر تخفيف كند محتاج باشد ، چون قصر « 83 » و جمع « 84 » و افطار . و سفر گاهى بعضى كارها را دشوار گرداند كه در حضر از آن مستغنى باشد ، چون دانستن قبله و اوقات نماز .
چه در شهر محراب مسجدها باشد و بانگ نماز مؤذنان ، و در سفر محتاج شود كه به نفس خود آن را بداند . پس آن چه به آموختن آن محتاج باشد دو قسم است :
قسم اول - دانستن رخصتهاى سفر
( 1 ) و سفر را در طهارت دو رخصت « 85 » است : مسح بر موزه و تيمم . و در نماز فرض دو رخصت است : قصر و جمع . و در نماز نفل دو رخصت است : گزاردن آن بر راحله و در حال رفتن . و در روزه يكى ، و آن افطار است . پس اين جمله هفت رخصت است :
رخصت اول مسح بر موزه .
( 2 ) صفوان بن عسال گفت : امرنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم إذا كنّا مسافرين - او سفرا « 86 » - ان لا ننزع خفافنا ثلاثة ايّام و لياليهن ، اى ، فرمود ما را رسول ( ص ) كه چون مسافر باشيم سه شبانه روز موزهء خود نكشيم . پس هر كه موزه در پاى كند بر طهارتى كه نماز بر آن روا باشد ، پس حدث كند ، روا باشد كه بر موزه مسح كشد در وقت حدث سه شبانه روز اگر مسافر باشد ، و يك شبانه روز اگر مقيم بود . و ليكن به پنج شرط .
اول آن كه پوشيدن موزه پس از كمال طهارت باشد . و اگر پاى راست بشويد و در موزه كند ، پس پاى چپ را بشويد و در موزه كند ، نزديك شافعى - رضى اللّه عنه - مسح روا نباشد تا آن گاه
هامش
( 83 ) قصر ، نماز چهار ركعتى را به دو ركعت خواندن .
( 84 ) جمع ، دو نماز را با هم خواندن .
( 85 ) رخصت ، ترجمهء اصطلاح فقهى ترخّص ، تسهيلاتى كه در تكاليف شرعي به رعايت حال مسافر پيش بينى شده است .
( 86 ) سفر ( ج مسافر ) ، مسافرين .