است ، الا آن است كه بدعتى حسنه است . و بدعت مذموم آن است كه سنتهاى ثابت را بر دارد « 78 » .
و اما آن چه معين باشد بر احتياط در دين پسنديده است .
و احكام مبالغت در طهارتها را در « كتاب طهارت » ياد كردهايم . و كسى كه براى كار دين متجرد باشد نبايد كه رخصت اختيار كند . بل بايد در طهارت احتياط نمايد ، ما دام كه از كارى فاضلتر از آن وى را مانع نشود . و گفتهاند كه إبراهيم خوّاص از متوكلان بود و چهار چيز در سفر و حضر از او جدا نبودى : ركوه و حبل و سوزن با رشته و ناخن پيراى ، و گفتى كه اينها از دنيا نيست .
يازدهم در آداب باز گشتن از سفر .
( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - چون از غزوى يا حجى يا عمرهاى يا غير آن باز گشتى ، بر هر بلندى از زمين سه بار تكبير بگفتى . و گفتى : لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد و هو على كلّ شيء قدير . آيبون تائبون عابدون ساجدون لربّنا حامدون صدق اللّه وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده .
چون مسافر شهر خود را بيند بگويد : اللّهمّ اجعل لنا بها قرارا و رزقا حسنا . پس بر اهل خود كسى فرستد كه ايشان را از قدوم وى خبر دهد و ناگهان بر ايشان نرود . چه باشد كه چيزى بيند كه آن را كراهيت دارد . و نبايد كه شب رود ، كه از آن نهى آمده است . و پيغامبر - عليه السّلام - چون از سفرى باز گشتى اول به مسجد رفتى و دو ركعت نماز بگزاردى ، پس به خانه رفتى . چون در خانه شدى گفتى : توبا توبا لربّنا اوبا اوبا لا يغادر علينا حوبا « 79 » .
و بايد كه براى اهل بيت و اقارب خود تحفهاى از طعام و غير آن بر اندازهء مكنت خود همراه بر دارد كه سنت است . و آمده است كه چون چيزى نيابد سنگى در توبره نهد ، و اين [ 265 ] مبالغت است در بعث و تحريض بر اين مكرمت ، زيرا كه چشمها مترصد ديدن او مانده باشد ، و دلها به قدوم او شاد گشته . پس در تأكيد شادى ايشان استحباب مؤكد باشد . و اظهار آن چه در سفر دل به ذكر ايشان ملتفت بوده ، بدان كه تحفهاى براى ايشان با خود همراه كند . و اين جمله آن است كه از ادبهاى ظاهر است .
هامش
( 78 ) در متن عربى : و انما البدعة المذمومة ما تضاد السنن الثابتة .
( 79 ) كتاب حج ، پاورقى 154 - 156 .