تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
و يگان يگان چيزى كه بر وى خواهد نهاد بايد كه با مكارى مقرر كند و بر وى عرضه دارد . و ستور را به عقدى صحيح اجارت گيرد تا منازعتى نزايد كه دل را برنجاند ، و باعث نباشد بر زيادت سخن . چه بنده هيچ لفظى نگويد كه نه نگهبانى بر او نويسد ، پس بايد كه احتراز كند از بسيارى سخن و لجاج با مكارى . و نبايد كه بيش از آن چه شرط كرده است بر وى نهد اگر چه بغايت سبك باشد ، چه اندك به بسيار ادا كند . و هر كه گرد چيزى گردد كه ممنوع بود ، زود باشد كه در آن افتد . و عبد اللّه مبارك بر پشت ستور بود ، مردى وى را گفت كه اين رقعه به فلان رسان . او گفت : با مكارى مشورت كنم ، كه با او اين رقعه را شرط نكرده‌ام . پس بنگر كه چگونه التفات نكرد به قول فقها كه « در اين مقدار تسامح باشد » و ليكن سالك پرهيزكارى شد .

دهم آن كه شش چيز با خود ببرد .

( 1 ) عايشه - رضى اللّه عنها - گفت : پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - شش چيز با خود ببردى : آيينه و ناخن پيراى و سرمه‌دان و سرخاره و مسواك و شانه . و ام سعد انصاريه گفت كه از پيغامبر - عليه السّلام - آيينه و سرمه‌دان در سفر و حضر جدا نبودى . صهيب روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : عليكم بالاثمد عند مضجعكم فانّه ممّا يزيد في البصر و ينبت الشّعر « 75 » ، اى ، بر شما باد به سرمه در وقت خواب ، كه آن از آن جمله است كه در بينايى بيفزايد و موى مژه بروياند . و آمده است كه پيغامبر سرمه سه‌گان سه‌گان بار كردى . و در روايتي ديگر راست را سه بار كردى و چپ را دو بار . و صوفيان ركوه و حبل در افزودند . و بعضى از ايشان گفتند : چون با درويش حبل و ركوه نباشد بر نقصان او دليل كند . و افزودن اين به سبب احتياط باشد در پاكى آبدست و شستن جامه . پس ركوه براى نگاه داشتن آب پاك بايد ، و حبل براى كشيدن آب از چاه و خشك كردن جامهء شسته بر آن . و پيشينيان به تيمم بسنده كردندى ، و خود را از نقل آب‌ها بى نياز كردندى . و در آبدست كردن از گوها « 76 » كه در دشت باشد و از همهء آب‌ها ما دام كه نجاست آن ندانستندى باك نداشتندى ، تا به حدى كه عمر - رضى اللّه عنه - از آبى كه در سبوى زنى ترسا بود آبدست كرد . و به زمين و كوه از حبل بسنده كردندى ، و جامه‌هاى شسته را بر آن باز كشيدندى . و اين « 77 » بدعت
هامش
( 75 ) در شرح زبيدى : ( و ينبت الشعر ) بتحريك العين ، و المراد شعر هدب العين ( 6 - 411 ) . ( 76 ) گو ، بركه . ( 77 ) كوزه و ريسمان با خود داشتن .