نشود چنان كه آفتاب بر آيد و او نداند . چه آن چه از نمازش فوت شود به از آن باشد كه از سفر مىطلبد . و در شب مستحب است كه رفيقان به نوبت پاس دارند : چون يكى بخسبد ديگرى پاس دارد ، و آن سنت است . و هر گاه كه دشمنى يا ددهاى قصد او كند آيت الكرسي « 72 » و شهد اللّه « 73 » و اخلاص و معوّذتين بخواند و بگويد : بسم اللّه ما شاء اللّه لا قوّة الاّ باللّه ، حسبى اللّه ، توكّلت على اللّه ، ما شاء اللّه لا يأتي بالخيرات الاّ اللّه ، ما شاء اللّه لا يصرف السّوء الاّ اللّه ، حسبى اللّه و كفى ، سمع اللّه لمن دعا ، ليس وراء اللّه منتهى و لا دون اللّه ملجأ ، كتب اللّه لاغلبنّ انا و رسلي انّ اللّه قوىّ عزيز . تحصّنت باللّه العظيم ، و استعنت بالحىّ الّذي لا يموت . اللهمّ احرسنا بعينك الّتي لا تنام ، و اكنفنا بكنفك الّذي لا يرام . اللّهمّ ارحمنا بقدرتك علينا و لا تهلكنا و أنت ثقتنا و رجاءنا . اللّهمّ اعطف علينا قلوب عبادك و إمائك برأفة و رحمة منك ، انّك أنت ارحم الرّاحمين .
نهم آن كه اگر سوار باشد با ستور رفق كند .
( 1 ) و چيزى كه طاقت آن ندارد بر وى ننهد . و به روى او تازيانه نزند ، چه از آن نهى آمده است . و بر آن نخسپد ، كه به خواب گران شود « 74 » و ستور از آن رنج بيند . و اهل ورع بر ستور نخفتندى مگر به خوابى سبك . و پيغامبر - عليه السّلام - گفت :
لا تتّخذوا ظهور دوابّكم كراسىّ ، اى ، پشت ستوران خود را كرسيها مسازيد .
و مستحب است كه بامداد و شبانگاه فرود آيد ، و ستور را بدان آسايش دهد ، و آن سنت است . و از سلف در آن اثرها آمده است . و بعضى از سلف كرايه گرفتندى به شرط آن كه فرود نه آيند و أجرت تمام بدادندى ، پس فرود آمدندى تا نيكويى كرده باشند در حق [ 264 ] ستور ، و آن در ترازوى حسنات مسافر باشد ، نه در ترازوى مكارى . و هر كه ستور را برنجاند به زدن يا به بارى كه طاقت آن ندارد ، روز قيامت بدان مطالب باشد . چه در هر جگرى گرم ، تو را مزدى است .
و أبو دردا به وقت وفات شتر خود را گفت : اى شتر ، در حضرت پروردگار بر من خصمى مكن ، چه هرگز بيش از طاقت بر تو بار نكردم . و در فرود آمدن يك ساعت دو صدقه است : يكى آسايش دادن ستور ، و دوم شاد كردن دل مكارى . و در آن فايدهاى ديگر است و آن رياضت تن است و جنبانيدن پا و احتراز از سستى اعضا به بسيارى بر نشستن .
هامش
( 72 ) بقره 2 - 255 - 257 .
( 73 ) آل عمران 3 - 18 .
( 74 ) در خواب سنگين شود .