نرم از اندامهاشان پديد آيد ، و هر مسلمانى كه در آن بميرد شهيد باشد ، و كسى كه بر آن اقامت نمايد از راه حسبت ، چون كسى بود كه در ثغرى براى خداى تعالى مقيم شود ، و كسى كه از آن بگريزد چون كسى باشد كه از قتال كافران - چون هر دو صف فراهم آيند - بگريزد .
و مكحول دمشقى از امّ ايمن روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بعضى اصحاب و اهل خود را وصيت كرد و گفت كه لا تشرك باللّه شيئا و ان عذّبت او خوّفت ، و أطع والديك و ان امراك ان تخرج عن كلّ شيء هو لك فاخرج منه ، و لا تترك الصّلاة عمدا فانّ من ترك الصّلاة عمدا فقد [ 258 ] برئت ذمّة اللّه ، و ايّاك و الخمر فانّها مفتاح كلّ شرّ ، و ايّاك و المعصية فانّها تسخط اللّه ، و لا تفرّ من الزّحف ، و ان أصاب النّاس موتان « 26 » و أنت فيهم فاثبت فيهم ، و أنفق من طولك على اهل بيتك ، و لا ترفع عصاك عنهم اخفهم باللّه ، اى ، خداى را به چيزى شريك ميار ، اگر چه تو را بترسانند يا عذاب كنند ، و مادر و پدر خود را فرمانبر باش و اگر تو را فرمايند كه كل آن چه دارى بگذار ، بگذار ، و نماز را به عمد مگذار كه هر كه به عمد ترك آن كند ، زينهار خداى تعالى از وى بيزار شده باشد ، و از خمر بپرهيز كه آن كليد همهء بديهاست ، و از معصيت بپرهيز كه آن خداى را به خشم آرد ، و از قتال با كافران - وقتى كه هر دو صف فراهم آيند - مگريز ، و اگر مردمان را وبايى رسد و تو در ميان ايشان باشى ، ثابت قدم باش ميان ايشان ، و بر اهل بيت خود تا توانى نفقت كن ، و عصاى خود از ايشان بر مدار - اى ، أدب ايشان فرو مگذار - و از خداى تعالى ايشان را بترسان .
پس اين احاديث دليل مىكند كه از طاعون نبايد گريخت ، و در شهرى كه طاعون باشد نبايد رفت . و سرّ آن در « كتاب توكل » بخواهد آمد .
و اين اقسام سفر است . و از اين ظاهر شد كه سفر مذموم و محمود و مباح باشد .
و مذموم دو قسم است : حرام ، چون سفر كسى كه عاق باشد ، و گريختن بنده . و مكروه ، چون بيرون آمدن از شهر طاعون زده .
و محمود دو قسم بود : واجب ، چون حج و طلب علمى كه بر هر مسلمانى فريضه است . و مستحب ، چون زيارت علما و زيارت مشاهد ايشان .
و از اين سببها نيت سفر ظاهر شود . چه معنى نيت بر انگيخته شدن است براى سبب
هامش
( 26 ) ( موتان ) به ضم ، الموت الكثير الذريع ( زبيدى ، 6 - 392 ) .