تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
گريختن از آن واجب است ولايت است و جاه و بسيارى علايق و اسباب ، چه آن همه فراغ خاطر را مشوش كند . و دين جز به دلى كه از غير خداى - عز و جل - فارغ باشد كمال نپذيرد . و اگر فراغ آن تمام نباشد ، به اندازهء فراغ صورت بندد كه به دين مشغول شود . و در دنيا فراغت دل از مهمات و حاجات ضرورى امكان ندارد ، و ليكن تخفيف و تثقيل « 23 » آن ممكن است . و سبك باران نجات يابند و گرانباران هلاك شوند . و شكر مر خداى را كه نجات آدمى را به فراغ مطلق از همهء وزرها و گرانيها متعلق نگردانيده است ، بلكه سبك بار را به فضل خود قبول فرموده است ، و رحمت خود را شامل وى گردانيده است . [ 357 ] و سبك بار آن كس است كه دنيا بزرگتر همّ او نيست . و آن در وطن ميسر نشود كسى را كه جاه او واسع باشد و علايق او بسيار . و مقصود او تمام نشود جز به غربت و خمول ، و قطع علاقتهايى كه از آن چاره نباشد ، تا نفس خود را مدتى رياضت دهد . پس بسيار باشد كه حق تعالى وى را به مدد خود معونت كند ، و بدانچه نفس او قوى شود و دل وى آرام گيرد ، بر او انعام فرمايد ، پس سفر و حضر نزديك وى يكسان شود ، و چيزى وى را از آن مانع نيايد از آن چه او در صدد آن است از ذكر خداى - عز و جل . و آن بغايت عزيز « 24 » الوجود است ، بل غالب دلها ضعيف و قاصر است از آن چه هم به خلق پردازد و هم به خالق . و اين قوّت جز انبيا و اوليا را نباشد . و رسيدن بدان از راه كسب دشوار است ، اگر چه كسب و مجاهده را هم در آن مدخلى است . و مثال تفاوت قوّت باطن در آن چون تفاوت قوّت ظاهر است در اعضا . چه روا باشد كه مردى تواناى تمام اندام ، سخت عصب محكم به نيت ، پانصد من بار مثلا بر دارد ، و اگر ضعيفى بيمار خواهد كه از راه ممارست بسيار و بتدريج و اندك اندك برداشتن به مرتبت او برسد نتواند ، پس به سبب جهد و ممارست ، در قوّت وى نوعى زيادتى حاصل شود اگر چه به مرتبهء او نرسد . پس به سبب نوميدى از رسيدن به مرتبه‌هاى بلندتر نبايد كه كوشيدن را بگذارد ، چه آن غايت نادانى و نهايت گمراهى است . و مفارقت وطن از عادت سلف بوده است هنگامى كه از ترس فتنه‌ها ايمن نتواند بود . سفيان ثورى گفت : اين روزگار بدى است ، گمنام در آن ايمن نيست ، پس حال مشهور چگونه
هامش
( 23 ) تنقيل ، گرانبار گردانيدن . ( 24 ) عزيز ، كمياب ، نادر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 539 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى