تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
شارع « 19 » آن نشود جز كسى كه بر مخاطره اقدام نمايد . و آن كس كه بدان رسد بسيار باشد كه سالها در آن گمراه بماند ، و بسيار باشد كه توفيق دست او گيرد و به صراط مستقيم راه نمايد . و هلاك شوندگان از سالكان اين راهها بيشتر باشند . و ليكن سياحت كنندگان كه به نور توفيق راه يابند [ 256 ] و از مهالك آن مسالك برهند ، به نعمت آن جهانى و ملك جاودانى رسند . و ايشان آن كسانى باشند كه حكم أزلي به سعادت ايشان سابق شده است . و اين ملك را به ملك دنيا قياس گير . چه طالبان ملك دنيا به اضافت « 20 » بيشتر مردمان اندك باشند . و چون مطلوب بزرگ باشد و با خطر ، كم كسى در طلب آن موافقت كند . إذا عظم المطلوب قلّ المساعد . و طالبان را مصيبت هلاك بيش از آن باشد كه اصابت ملك . و عاجز بد دل به سبب بزرگى خطر و بسيارى رنج ملك نطلبد ، شعر :
و إذا كانت النّفوس كبارا * تعبت في مرادها الاجسام
اى ، چون جانها بزرگ باشد ، تن‌ها در تحصيل مراد آن رنج بيند . و حق تعالى عزت و ملك را در دين و دنيا جز در متن خطر ننهاده است . و گاه باشد كه عجز و بد دلى را حزم و حذر نام كنند ، شعر :
يرى الجبناء انّ الجبن حزم * و تلك خديعة الطّبع اللّئيم
اى ، بد دلان چنان دانند كه بد دلى هشيارى است ، و آن فريبش طبع لئيم است . پس اين است حكم سفر ظاهر كه مراد از آن سفر باطن باشد به مطالعت دلايل زمين . و ما به غرضى كه قصد آن داريم باز گرديم و قسم دوم را بيان كنيم .

قسم دوم و آن قسم آن است كه براى عبادت سفر كند :

( 1 ) يا غزو يا حج . و ما فضيلت آن و أدبها و كارهاى ظاهر و باطن آن در « كتاب اسرار حج » ياد كرده‌ايم . و زيارت گور پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - و صحابه و تابعين و ديگر علما و اوليا در جملهء آن داخل شود . چه هر كه مشاهدهء او در حال حيات متبرك باشد ، زيارت گور او بعد از وفات متبرك بود . و سفر براى اين غرض روا باشد . و
هامش
( 19 ) شارع ، رونده . ( 20 ) به اضافت ، به نسبت .