علم باشد و يا عمل . و علم يا از علوم دينى باشد ، و يا علم اخلاق و صفات خود بر سبيل تجربه ، و يا علم آيات و عجايب زمين ، چون سفر ذو القرنين و گشتن او در اطراف و اكناف زمين . و اما عمل يا عبادت باشد يا زيارت . و عبادت ، چون حج و عمره و غزو ، و زيارت نيز از قربتهاست ، و مقصود آن يا جايى باشد چون مكه و مدينه و بيت المقدس و در بندهاى ميان كفر و اسلام ، چه مقيم شدن در آن قربت است ، و يا اوليا و علما باشند ، اما در حال وفات كه گور ايشان زيارت بايد كرد و اما در حال حيات كه مشاهدهء ايشان متبرك باشد و از ديدن احوال ايشان رغبت قوى گردد در اقتداى بديشان .
پس اقسام سفر اين است ، و از اين تقسيم چهار قسم بيرون آيد :
اول سفر براى طلب علم ،
( 1 ) و آن « 13 » يا واجب باشد يا نفل ، و آن به اعتبار وجوب علم و نفليت آن بود . و آن علم يا علم كارهاى دينى باشد ، و يا علم اخلاق نفس ، و يا علم آيات خداى در زمين .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است : من خرج من بيته في طلب العلم فهو في سبيل اللّه حتّى يرجع ، اى ، هر كه از خانهء خود براى طلب علم بيرون آيد ، او در راه خداى تعالى باشد تا آن گاه كه باز گردد . و در خبر ديگر است : من سلك طريقا يلتمس فيه علما سهّل اللّه له طريقا إلى الجنّة ، اى ، هر كه در راهى رود كه در آن علم طلبد ، حق تعالى براى وى راهى سوى بهشت ميسر گرداند .
و سعيد مسيب در طلب يك حديث روزها سفر كردى . و شعبى گفت : اگر مردى از شام به اقصاى يمن رود براى كلمهاى كه به راه راست دلالت كند ، سفر او ضايع نباشد . و جابر عبد اللّه از مدينه رحلت كرد سوى مصر با جماعتى از صحابه و يك ماه برفتند براى حديثى كه از عبد اللّه انيس انصارى بديشان رسيده بود كه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - روايت مىكرد ، تا از وى بشنيدند . و از زمان صحابه تا زمان ما از مذكوران و محصّلان علم كم كسى است كه نه براى تحصيل سفر كرده است .
و اما علم اخلاق نفس آن نيز مهم است كه سلوك راه آخرت جز به اصلاح خلق و تهذيب آن ميسر نشود ، و هر كه بر اسرار باطن و خبايث صفات خود مطلع نگردد ، دل خود را از آن پاك
هامش
( 13 ) سفر .