پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آخرت اختيار فرمود . و تو جگر گوشهء پيغامبرى . و به خداى كه اين كار « 69 » به كسى از شما نخواهد رسيد . و اين را جز بر نيكويى از شما صرف نگردانيدهاند . و او امتناع نمود و باز نگشت . پس ابن عمر شرط معانقه به جاى آورد و بگريست و گفت : تو را به خداى تعالى مىسپارم و تو از جملهء أسيران يا كشتگانى .
و در مدينه ، صحابه ده هزار كس بودند ، و در ايام فتنه بيش از چهل مرد مسارعت « 70 » ننمودند . و طاوس يماني خانهء خود را لازم گرفت ، وى را گفتند كه چرا چنين كردى ؟ گفت : به سبب فساد روزگار و ظلم امرا .
و عروهء زيد را - چون در عقيق « 71 » قصرى بنا كرد و آن را لازم گرفت - گفتند : قصر را لازم گرفتى و مسجد پيغامبر را بگذاشتى ! گفت : مسجدهاى شما را با لهو مىبينم و بازارهاى شما را پر لغو ، و فاحشه « 72 » در راههاى شما ظاهر است ، و از آن چه شما در آنيد آن جا سلامت نيست . پس معلوم شد كه حذر از خصومتها و اسباب انگيزش فتنهها يكى از فايدههاى عزلت است .
فايدهء چهارم خلاص از شر مردمان .
( 1 ) چه ايشان تو را [ 242 ] گاهى به غيبت رنجانند ، و گاهى به بد گمانى و تهمت ، و گاهى به درخواستها و طمعهاى كاذب كه وفا كردن بدان دشوار باشد ، و گاهى به سخن چينى يا دروغ . و باشد كه از تو چيزها بينند از اعمال و اقوال كه عقول ايشان به كنه آن نرسد ، و براى ذخيره آن را نگاه دارند كه شر را فرصت يابند . و چون از ايشان عزلت گزينى از تحفظ بى نياز باشى .
و براى اين يكى از حكما كسى را گفت كه تو را دو بيت آموزم به از ده هزار درم ؟
گفتند « 73 » : آن كدام است ؟ گفت ، شعر :
اخفض الصّوت ان نطقت بليل * و التفت بالنّهار قبل المقال
ليس للقول رجعة حين يبدو * بقبيح يكون او بجمال
اى ، اگر به شب سخن گويى آواز پست كن ، و اگر به روز گويى پيش از گفتن به چپ و راست
هامش
( 69 ) در شرح زبيدى : اى الخلافة .
( 70 ) مسارعت ، شتافتن .
( 71 ) عقيق ، على ثلاثة اميال من المدينة ( زبيدى ، 6 - 356 ) .
( 72 ) فاحشه ، گناه ، هر كار زشت كه بى پرده شود .
( 73 ) در متن عربى : قال .