آن چه مىگويم آن وقت باشد كه عهدهاى مردمان شوريده بينى ، و امانتهاى ايشان سبك گشته و همچنين باشند . و انگشتان خود را درهم آميخت . پرسيدم كه مرا در آن حال چه مىفرمايى ؟ گفت :
الزم بيتك و املك لسانك و خذ ما تعرف و دع ما تنكر و عليك بامر الخاصّة و دع عنك امر العامّة ، اى ، خانهء خود را لازم گير و زبان خود را نگاه دار و معروف را بگير و منكر را بگذار و به كار خاص خود مشغول شو و دست از كار عموم مردمان بدار .
و بو سعيد خدرى روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : يوشك ان يكون خير مال المسلم غنما يتبع بها شعاب الجبال و مواقع المطر « 65 » يفرّ بدينه من الفتن ، اى ، زود باشد كه بهتر مال مسلمانان گوسفند بود كه آن را در ديهها و كوهها و جايهاى باريدن باران برد ، تا دين خود را از فتنهها مىگريزاند .
و عبد اللّه مسعود روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : سيأتي على النّاس زمان لا يسلم لذي دين دينه الاّ من فرّ بدينه من قرية إلى قرية و من شاهق إلى شاهق و من حجر إلى حجر كالثّعلب الّذي يروغ ، اى ، زود باشد كه بر مردمان روزگارى آيد كه ديندار را دين مسلم نماند [ 241 ] مگر كسى را كه دين خود را مىگريزاند از دهى به دهى و از سر كوهى به سر كوهى و از سنگى به سنگى چون روباهى كه بگريزد . گفتند يا رسول اللّه ، اين كى باشد ؟ فرمود : إذا لم تنل المعيشة الاّ بمعاصي اللّه ، فإذا كان ذلك الزّمان حلّت العزوبة ، اى ، معيشت يافته نشود مگر به معصيتهاى خداى ، و چون آن زمان باشد عزوبت حلال شود . گفتند : يا رسول اللّه ، اين چگونه باشد و « 66 » تو ما را به تزوّج امر فرمودهاى ؟ گفت ( ص ) : إذا كان ذلك الزّمان كان هلاك الرّجل على يدي أبويه ، فان لم يكن له أبوان فعلى يدي زوجته و ولده ، فان لم يكن فعلى يدي قرابته ، اى ، چون آن روزگار باشد هلاك مرد بر دست مادر و پدر او بود ، و اگر او را مادر و پدر نباشد بر دست زن و فرزند او باشد ، و اگر ايشان نباشند بر دست خويشاوندان او باشد . گفتند : يا رسول اللّه ، اين چگونه باشد ؟ فرمود ( ص ) : يعيّرونه بضيق اليد فيتكلّف ما لا يطيق حتّى يورده ذلك موارد الهلكة ، اى ، سر زنش كنند وى را به تنگدستى ، و او بدان سبب آن چه طاقت آن ندارد تكلف نمايد تا آن وى را به جايگاه هلاكت برد . و اين حديث اگر چه در عزوبت وارد شده است ، اما عزلت نيز از آن مفهوم مىشود . چه متأهل را از معيشت و
هامش
( 65 ) در شرح زبيدى : ( . . . يتبع بها شعاف الجبال ) و الرواية شعف الجبال محركة جمع شعفة محركة ايضا و يجمع ايضا على شعوف و شعاف و هو رأس الجبل ( و مواقع القطر ) اى مساقط الغيث . . . ( 6 - 354 ) .
( 66 ) در حالى كه .