نزديك بعضى موجب تكفير باشد و نزديك بعضى موجب كشتن ، و « 62 » ترك همهء روزههاى ماه رمضان آن را اقتضا نكند . پس اين را سببى نيست مگر آن چه نماز متكرر است ، و مساهلت در آن بسيار رود ، و به سبب مشاهده وقع آن از دلها ساقط شود . و همچنين اگر فقيهى جامهء حرير پوشد ، يا انگشترى زر در انگشت كند ، يا از آوند سيمين آب خورد ، نفوس آن را مستبعد شمرند و نيك منكر دانند ، و در مجلسى كه در آن وى را بينند كه جز غيبت سخن نگويد ، آن را مستبعد ندانند ، و « 63 » غيبت بتر از زناست ، پس چگونه بتر از پوشيدن حرير نباشد . و ليكن بسيارى شنيدن و ديدن غيبت كنندگان وقع آن را از دلها ساقط كرده است و كار آن را بر نفسها آسان گردانيده .
پس از اين دقيقهها درياب ، و از مردمان بگريز چنان كه از شير مىگريزى . چه از ايشان مشاهده نكنى مگر آن چه حرص تو بر دنيا و غفلت تو از آخرت زيادت كند و معصيت را آسان گرداند و رغبت در طاعت را سستى دهد . پس اگر همنشينى يا بى كه صورت و سيرت او تو را از خداى ياد دهد ، او را لازم گير و از او جدا مشو ، و اين را غنيمت دان و حقير مشمر . چه آن غنيمت عاقل است و گم گشتهء مؤمن . و بتحقيق بدان كه همنشين صالح بهتر از تنهايى است ، و تنهايى بهتر از همنشين بد . و چون اين معنيها دانستى و طبع خود را شناختى و حال كسى كه با وى مخالطت خواهى كرد معلوم كردى ، بر تو پوشيده نماند كه اولى دورى باشد از او به عزلت ، يا نزديكى به مخالطت .
و بپرهيز از آن كه بر عزلت يا مخالطت حكم مطلق كنى كه يكى از ايشان به از ديگرى ، چه هر يكى مفصّل است « 64 » . پس حكم مطلق در آن به نفى يا به اثبات خلف « 65 » محض باشد . و حق در مفصّل جز تفصيل نبود . و اللّه الموفق و المعين .
فايدهء سوم خلاص از فتنهها و تعصبها و خصومتها ،
( 1 ) و نگاه داشت دين و نفس از خوض در آن ، و تعرض خطرها . و كم باشد كه شهرها از فتنهها و تعصبها و خصومتها خالى بود . پس عزلت گيرنده از آن مسلّم ماند .
و عبد اللّه عمرو عاص گفت كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - چون فتنهها را ياد كرد و صفت فرمود ، گفت : إذا رأيت النّاس مرجت عهودهم و خفّت أماناتهم و كانوا هكذا . و شبك بين أصابعه ، اى ،
هامش
( 62 ) در حالى كه .
( 63 ) در حالى كه .
( 64 ) زبيدى : اى قابل للتفصيل .
( 65 ) خلف ، خلاف .