تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
از حال دنيا . و حاتم اصم حامد لفّاف را پرسيد : چگونه‌اى ؟ گفت : به سلامت و عافيت . حاتم جواب او نپسنديد و گفت : اى حامد ، سلامت راه صراط است و عافيت راه بهشت « 44 » . و چون عيسى را - صلوات اللّه و سلامه عليه - پرسيدند : چگونه‌اى ؟ گفت : آن چه اميد مىدارم بدان نمىتوانم رسيد ، و آن چه از آن مىترسم دفع نمىتوانم كرد ، و مرهون كارهاى خود مانده‌ام ، و همه نيكويى در دست غير من است ، و هيچ درويش درويشتر از من نيست . و چون ربيع خثيم را گفتند : چگونه‌اى ؟ گفتى : ضعيف و گناهكارم ، رزق خود استيفا مىكنم و أجل خود را چشم مىدارم . و بو دردا را چون پرسيدندى كه چگونه‌اى ؟ گفتى : نيكويم اگر از آتش [ 238 ] برهم . و سفيان ثورى را چون گفتندى : چگونه‌اى ؟ گفتى : شكايت اين با آن مىگويم و بدى اين را پيش او مىگويم و از اين بدان مىگريزم « 45 » . و اويس قرنى را پرسيدند : چگونه‌اى ؟ گفت : چگونه باشد كسى كه در شبانگاه نداند كه به بامداد رسد و بامداد نداند كه شبانگاه را دريابد ؟ و مالك دينار را گفتند : چگونه‌اى ؟ گفت : عمرم كمى مىپذيرد و گناهم زيادت مىشود . و يكى از حكما را پرسيدند : چگونه‌اى ؟ گفت : زندگانى خود را براى مرگ خود و نفس خود را براى پروردگار نمىپسندم . و حكيمى را گفتند : چگونه‌اى ؟ گفت : روزى پروردگار خود مىخورم و دشمن او ابليس را طاعت مىدارم . و محمد واسع را پرسيدند : چگونه‌اى ؟ گفت : چه پندارى در كسى كه هر روز سوى آخرت مرحله‌اى پيش مىرود ؟ و حامد لفّاف را پرسيدند : چگونه‌اى ؟ گفت : عافيت در روزى باشد كه در آن معصيت خداى نكنم . و مردى را در وقت نزع پرسيدند كه حال تو چيست ؟ گفت : چه باشد حال كسى كه در سفرى دراز خواهد رفت بى توشه ، و در گورى با وحشت شود بى مونس ، و در حضرت پادشاهى عادل رود بى حجت ؟ و حسّان ابى سنان را گفتند : حال تو چيست ؟ گفت : چه باشد حال كسى كه بميرد ، پس وى را بر انگيزند ، پس از وى حساب خواهند . و ابن سيرين مردى را پرسيد كه حال تو چگونه است ؟ گفت : چگونه باشد حال كسى كه بر او پانصد درم وام باشد و معيل باشد . پس ابن سيرين به خانه رفت و هزار درم بيرون آورد و گفت : پانصد درم به وام ده و پانصد درم بر عيال خود بر ، و « 46 » در آن حال وى را جز اين هزار درم
هامش
( 44 ) در شرح زبيدى : ( السلامة من وراء الصراط ) اى ان نجوت من هذه العقبة ( و العافية في الجنة ) ( 6 - 348 ) . در كيمياى سعادت : سلامت پس از آن بود كه صراط بگذارى ، و عافيت آن وقت بود كه در بهشت شوى ( 1 - 439 ) . ( 45 ) در هر سه مورد به رابطهء خود با خداى اشاره كرده است . ( 46 ) در حالى كه .