از ايشان متوقع بود دور نشد . و اهل كهف از يك ديگر جدا نشدند ، چه همه مؤمن بودند ، و از كافران دور شدند . و نظر در عزلت از مسلمانان است .
و حجت آوردهاند بدانچه عبد اللّه عامر جهنى « 21 » چون پيغامبر را پرسيد كه نجات چيست ؟
گفت : ليسعك بيتك و أمسك عليك دينك « 22 » و ابك على خطيئتك ، اى ، به خانهء خود بسنده كن ، و دين خود را نگاه دار ، و بر گناه خود بگرى . و آمده است كه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - پرسيدند كه كدام كس از مردمان فاضلتر است ؟ گفت : مؤمن مجاهد بنفسه و ماله في سبيل اللّه ، اى ، هر گرويدهاى كه به نفس و مال خود در راه خداى تعالى مجاهده كند . گفتند : پس از او ؟ گفت : معتزل في شعب من الشّعاب يعبد ربّه و يدع النّاس من شرّه ، اى ، عزلت كنندهاى كه در درهاى از درهها رود و پروردگار خود را پرستد و شر خود از مردمان باز دارد . و فرمود ( ص ) : انّ اللّه يحبّ العبد التّقىّ الغنىّ الخفىّ ، اى ، خداى - عز و جل - بندهء پرهيزكار توانگر پوشيده را دوست مىدارد .
مترجم مىگويد كه اين صفات را بدان تخصيص فرموده است كه توانگرى در اكثر و اعم سبب بطر و ارتكاب ناسپاسى باشد ، چنان كه حق تعالى فرموده است :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« 23 » . و چون كسى با توانگرى پرهيزكار بود و آن پرهيزكارى را پوشيده دارد ، شكر نعمت توانگرى را به جاى آورده باشد و شايستهء دوستى خداى تعالى گردد . و روا كه بدين توانگرى بسيارى مال نخواسته است ، بل عدم حرص و شره و قلت دواعى بشريت خواسته است . چه مال اگر چه بسيار شود ، چون شره و حرص با آن باشد ، توانگرى و بى نيازى حاصل نيايد . اما چون شخصى عفيف و قانع باشد ، به اندكى مال توانگر و بى نياز بود .
و در حجت گفتن بدين احاديث نظر است . اما آن چه عبد اللّه عامر را گفته است ، آن را حمل نتوان كرد [ 234 ] جز آن كه به نور نبوت از حال او دانسته است كه لازم گرفتن خانه وى را لا يقتر و به سلامت نزديكتر از مخالطت . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - همهء صحابه را ملازمت خانه نفرموده است . و بسيار كس باشد كه سلامت نفس او در عزلت بود ، نه در مخالطت ، چنان كه سلامت او در آن بود كه در خانه بنشيند و به غزا نرود ، و آن دليل نكند كه ترك غزا فاضلتر است .
و در مخالطت مردمان مجاهده و تحمل رنج است . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه
هامش
( 21 ) در شرح زبيدى : في نسخة العراقي « عقبة بن عامر الجهني » ( 6 - 339 ) .
( 22 ) در عربى و شرح زبيدى : و أمسك عليك لسانك .
( 23 ) علق 96 - 6 و 7 .