خير من عبادة أحدكم أربعين عاما ، اى ، تو مكن و نشايد كه كسى از شما بكند ، هر آينه صبر كردن يكى از شما در بعضى جايهاى اسلام به از عبادت چهل سالهء او . و ظاهر آن است كه اين سخن به ترك غزو گفته است . و وجوب آن در اول اسلام در غايت شدت بود . به دليل آن كه بو هريره روايت كرده كه در عهد پيغامبر - عليه السّلام - به غزا رفتيم ، و بر درهاى گذشتيم كه در آن چشمهء آب خوش بود ، يكى از ما آرزو كرد كه از مردمان دورى گزيند و در اين دره ساكن شود ، و گفت :
هرگز اين نكنم تا بر پيغامبر - عليه السّلام - عرضه ندارم . چون عرضه داشت ، پيغامبر فرمود :
لا تفعل فانّ مقام أحدكم في سبيل اللّه خير من صلوته في اهله ستّين عاما ، الا تحبّون ان يغفر اللّه لكم و تدخلوا الجنّة ؟ اغزوا في سبيل اللّه فانّه من قاتل في سبيل اللّه فواق ناقة ادخله اللّه الجنّة ، اى ، مكن ، كه مقام يكى از شما در راه خداى - عز و جل - به از نماز گزاردن او شصت سال در اهل خود ، آيا دوست نداريد كه خداى - عز و جل - شما را بيامرزد و در بهشت رويد ؟ غزا كنيد در راه خداى تعالى ، كه هر كه در راه خداى تعالى - چندانى كه ميان دو دوشيدن اشتر باشد - كارزار كند ، خداى - عز و جل - او را به بهشت برد .
و حجت آوردند بدانچه معاذ جبل روايت كرد كه پيغامبر - عليه السّلام - گفت : انّ الشّيطان ذئب الانسان كذئب الغنم يأخذ القاصية و النّاحية و الشّاردة ، و ايّاكم و الشّعاب و عليكم بالعامّة و الجماعة و المساجد ، اى ، ديو ، گرگ آدمى است ، چنان كه گرگ گوسفندان دور رفته را و بيرون جهنده را از رمه و تنها مانده را گيرد ، شما نيز از درّهها بپرهيزيد ، و جمهور مردمان و جماعتها را لازم گيريد .
و بدين كسى را خواسته است كه پيش از تكميل تحصيل علم ، عزلت اختيار كند . و پس از اين بيان خواهيم كرد كه آن جز به ضرورتى نشايد .
ذكر حجتهاى جماعتى كه به تفضيل عزلت مايلنند
( 1 ) حجت آوردند به قول خداى تعالى كه از إبراهيم - عليه السّلام - حكايت فرموده است :
وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
( الآية ) « 17 » ، اى ، دور شوم از شما و از آن كه جز خداى مىپرستيد از بتان ، و پروردگار خود پرستم .
پس گفت ، قوله تعالى :
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ [ 233 ] يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا
« 18 » ، اى ، پس چون دور شد از ايشان و از آن چه جز خداى - عز و جل - مىپرستيدند و سوى شام
هامش
( 17 ) مريم 19 - 48 .
( 18 ) مريم 19 - 49 .