تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
رفت ، پس از هجرت وى را اسحاق و يعقوب بخشيديم - عليهم السلام - و هر يكى را از ايشان پيغامبرى گردانيديم . در اين آيت اشارتى است كه آن از بركت عزلت بود . و اين ضعيف است ، زيرا كه در مخالطت كافران فايده‌اى نباشد جز دعوت ايشان به دين ، و چون از اجابت ايشان نوميدى حاصل آمد ، جز هجرت ايشان وجه ندارد . و سخن در مخالطت مسلمانان و بركت آن است . آمده است كه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - پرسيدند كه وضو ساختن از سبوى پوشيده دوست‌تر دارى يا از اين جايهايى كه مردمان وضو مىسازند ؟ گفت : بل من هذه المطاهر التماسا لبركة ايدى المسلمين ، اى ، بلكه از اين جايهاى پاكيزه ، براى جستن بركت دستهاى مسلمانان . و آمده است كه چون پيغامبر طواف خانه به جاى آورد ، سوى زمزم رفت تا از آن تناول كند . در حوضها أديم خرما « 18 » در آب انداخته بودند ، و مردمان آن را به دستهاى خود بشورانيده بودند ، و از آن مىخوردند . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت كه مرا از اين بدهيد . عباس گفت : اين شرابى است كه به دستها شورانيده‌اند ، شرابى پاكيزه‌تر از سبويى كه در خانه است بياريم ؟ فرمود : اسقوني من هذه الّذي يشرب منه النّاس التماسا لبركة ايدى المسلمين ، اى ، از اين دهيد مرا كه مردمان از آن مىخورند ، براى بركت دستهاى مسلمانان . پس به دور شدن از كافران چگونه دليل توان گرفت بر دور شدن از مسلمانان ؟ با آن چه در ايشان بركت بسيار است . و نيز حجت آوردند به قول حق تعالى از موسى :
وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ
« 19 » ، اى ، اگر به من ايمان نياريد پس از من كناره گيريد . و چون از ايشان مأيوس شد به عزلت پناهيد . و در حكايت اصحاب كهف گفت :
وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ
« 20 » ، اى ، چون دور شديد از ايشان و از معبودان ايشان مگر خداى كه عبادت او مىگزاريد ، سوى غار رويد تا حق تعالى از رحمت خود براى شما مبسوط گرداند . ايشان را عزلت فرمود . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از قريشيان دور شد ، و چون وى را برنجانيدند و جفا گفتند در دره‌اى رفت ، و ياران خود را فرمود تا از ايشان دور شوند و به زمين حبشه روند . پس در مدينه به دو پيوستند ، پس از آن كه حق تعالى دين خود را نصرت فرمود . و اين نيز عزلت است از كافران در حال نوميدى از ايشان ، چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از مسلمانان و از كافران كه اسلام
هامش
( 18 ) أديم ، چرم يا پوست دباغى شده را گويند . « أديم خرما » احتمال دارد به معنى « خيك خرما » يا « خرماى پوسيده » باشد ، زيرا در متن عربى « التمر المنتقع » ضبط شده . ( 19 ) دخان 44 - 21 . ( 20 ) كهف 18 - 16 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 485 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى