تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
دارد ، اگر مرا بى فرمانى كند او را در سلك ياران منتظم گردانم ، و هر كه مرا خدمت كند ، چون مادر و پدر را بى فرمانى كند نام او را در جرايد اصحاب عقوق ثبت گردانم . و آمده است كه چون يعقوب بر يوسف - عليهما السلام - در رفت ، يوسف بر نخاست ، خداى وحى فرستاد كه خود را چنان بزرگ مىنمايى كه پيش پدر بر نمىخيزى ! به عزت من كه از صلب تو پيغامبرى بيرون نيارم . و گفت ( ص ) : ما على احد إذا أراد ان يتصدّق بصدقة ان يجعلها لوالديه إذا كانا مسلمين ، فيكون لوالديه أجرها ، و يكون له مثل اجورهما ، من غير ان ينقص من اجورهما بشيء ، اى ، چه شود كسى را ، چون خواهد كه صدقه‌اى دهد كه آن را از جهت مادر و پدر خويش گرداند ، چون مسلمان باشند ، پس مزد ايشان را بود ، و او را مثل مزدهاى ايشان حاصل آيد بى آن كه از مزد ايشان چيزى كم كرده شود . و مالك ربيعه گفت : ما در خدمت پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - نشسته بوديم ، در اثناى آن مردى از بنى سلمه بيامد و گفت : يا رسول اللّه ، آيا بر من چيزى از نيكويى كردن در حق مادر و پدر ، پس او وفات ايشان ، باقى مانده است كه بر آن قيام نمايم ؟ گفت : نعم الصّلاة عليهما و الاستغفار لهما و انفاذ عهدهما و اكرام صديقهما و صلة الرّحم الّتي لا توصل الاّ بهما ، اى ، آرى ، دعا گفتن ايشان را ، و آمرزش خواستن براى ايشان ، و عهد ايشان به نفاذ رسانيدن ، و دوستان ايشان را گرامى داشتن ، و پيوستن خويشيى كه جز بديشان پيوسته نشود . و گفت ( ص ) : انّ من ابرّ البرّ ان يصل الرّجل اهل ودّ أبيه « 403 » ، اى ، از نيكوترين نيكويى آن است كه مرد با دوستان پدر خود پيوندد . و گفت ( ص ) : برّ الوالدة على الوالد « 404 » ضعفان ، اى ، نيكويى در حق مادر دو همتاى نيكويى در حق پدر باشد و زيادت از آن ، و در عرف عامه « ضعفان » سه همتاى آن باشد . و گفت ( ص ) : دعوة الوالدة أسرع إجابة ، اى ، دعاى والده را اجابت زودتر شود . گفته شد : يا رسول اللّه ، براى چه ؟ فرمود . هي ارحم من الاب ، و دعوة الرّحيم لا تسقط ، اى ، او رحيمتر از پدر است ، و دعاى رحيم نيفتد . و شخصى پرسيد كه يا رسول اللّه با كه نيكويى كنم ؟ فرمود : برّ والديك . گفت : من پدر و مادر ندارم . فرمود : برّ ولدك كما انّ لوالديك عليك حقّا كذلك لولدك عليك حقّ ، اى ، فرزند را نيكو دار ، چنان كه مادر و پدر را بر تو حق است ، همچنان فرزند را نيز بر تو حق است . و گفت
هامش
( 403 ) زبيدى : ( بعد ان يولّى الاب ) . ( 404 ) زبيدى : ( على الولد ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 466 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى