ايشان از خداى ، و پيوندهتر ايشان خويشاوندى را ، و فرمايندهتر ايشان به نيكى ، و باز دارندهتر ايشان از بدى .
و ابو ذر گفت : وصيت كرد مرا دوست من پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - به صلت رحم ، اگر چه روى بگرداند . و بفرمود مرا كه حق بگويم اگر چه تلخ باشد . و گفت ( ص ) : انّ الرّحم معلّقة بالعرش و ليس الواصل المكافئ و لكنّ الواصل الّذي إذا انقطعت رحمه وصلها ، اى ، رحم آويخته است به عرش ، و پيوند كننده آن نيست كه مكافات « 396 » كند ، و ليكن پيوند كننده آن است كه چون خويشاوندى او بريده شود بپيوندد . و گفت ( ص ) انّ أعجل الطّاعة ثوابا صلة الرّحم حتّى انّ اهل البيت ليكونوا فقراء « 397 » إذا وصلوا أرحامهم فتنمي أموالهم و يكثر عددهم ، اى ، ثواب هيچ طاعتى زودتر از آن نرسد كه ثواب صلت رحم ، تا به حدى كه اهل بيتى درويش باشند ، چون صلت رحم به جاى آرند مالشان بيفزايد و عددشان بسيار شود . و زيد أسلم گفت كه چون پيغامبر - عليه السّلام - سوى مكه رفت ، مردى پيش وى آمد و گفت : اگر زنان سپيد پوست و اشتران سياه خواهى سوى بنى مدلج رو . فرمود : انّ اللّه قد منعني من بنى مدلج بصلتهم الرّحم ، اى ، خداى - عز و جل - بنى مدلج را به سبب صلت رحم از من نگاه داشت . و اسماء دختر أبو بكر - رضى اللّه عنه - گفت كه مادرم بر من آمد ، و او مشركه بود ، از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - پرسيدم كه با وى بپيوندم ؟ گفت : بپيوند . و در روايتي ديگر گفت : چيزى به وى دهم ؟ گفت : بده . گفت : الصّدقة على المسكين صدقة و على ذى الرّحم ثنتان ، اى ، صدقه بر مسكين يك صدقه است و بر خويشاوند دو .
و چون بو طلحه خواست كه حايطى « 398 » را كه به دو خوش آمدى صدقه كند تا به قول خداى تعالى :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
« 399 » ، كار كرده باشد ، گفت : يا رسول اللّه ، اين حايط در راه خداى - عز و جل - باشد ، و فقرا و مساكين را صدقه دادم . رسول فرمود : وجب أجرك فاقسمه في أقاربك ، اى ، مزد تو واجب شد ، پس آن را بر قرابتان خود قسمت كن . و گفت ( ص ) : افضل الصّدقة على ذى الرّحم الكاشح ، اى ، فاضلتر صدقه آن است كه به خويشاوندى دهى كه دشمن نهانى باشد . و اين حديث موافق حديث ديگر است كه ياد كرده شده است : افضل الفضائل ان تصل من قطعك و تعطى من حرمك و تصفح عمّن ظلمك .
هامش
( 396 ) مكافات ، مقابلهء نيكى به مثل آن يا افزون بر آن ، پاداش نيكى .
( 397 ) در اكثر چاپهاى عربى : ليكونون فجّارا .
( 398 ) در شرح زبيدى : ( بحائط ) نخل .
( 399 ) آل عمران 3 - 92 .