و آمده است كه عمر - رضى اللّه عنه - به عاملان خود بنوشت : مروا الاقارب ان يتزاوروا و لا يتجاوروا ، اى ، قرابتان را بفرماييد كه يك ديگر را زيارت كنند و در همسايگى نباشند يك ديگر را . و اين بدان گفته است كه همسايه موجب تزاحم باشد در حقها ، و بسيار باشد كه وحشت و قطيعت بار آرد .
حقوق مادر و پدر و فرزند
( 1 ) پوشيده نماند كه چون حق قرابتى « 400 » و خويشاوندى « 401 » مؤكد شود ، و خاصتر و پيوستهتر خويشى ولادت باشد ، تأكّد حق در آن متضاعف شود . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : لن يجزى ولد والده حتّى يجده مملوكا فيشتريه فيعتقه ، اى ، فرزند حق پدر خود هرگز نگزارد تا آن گاه كه وى را بنده يابد ، پس بخرد و او را آزاد كند . و گفت ( ص ) : برّ الوالدين افضل من الصّلاة و الصّوم و الحجّ و العمرة و الجهاد في سبيل اللّه ، اى ، نيكويى در حق پدر و مادر فاضلتر است از نماز و روزه و حج و عمره و غزاى [ 225 ] در راه خداى - عز و جل . و گفت ( ص ) : من أصبح مرضيا لابويه أصبح له بابان مفتوحان الى الجنّة ، و من امسى مثل ذلك ، و ان كان واحدا فواحد « 402 » ، و من أصبح مسخطا لابويه أصبح له بابان مفتوحان الى النّار ، و من امسى مثل ذلك ، و ان كان واحدا فواحد ، و ان ظلما و ان ظلما و ان ظلما ، اى ، هر كه بامداد كند مادر و پدر را خشنود گردانيده ، دو در گشاده در بهشت وى را حاصل آيد ، و هر كه شبانگاه بر اين صفت كند ، هم بر اين جمله بود ، و اگر يكى ، يكى « 403 » ، و هر كه بامداد كند و ايشان را به خشم آورد ، دو در آتش بر خود گشاده كند ، و اگر يكى ، يكى ، و اگر چه ستم كنند و اگر چه ستم كنند و اگر چه ستم كنند . و گفت ( ص ) : الجنّة يوجد ريحها من مسيرة خمسمائة عام ، و لا يجد ريحها عاقّ و لا قاطع رحم ، اى ، بوى بهشت از پانصد ساله راه يافته شود ، و عاقّ « 404 » و قاطع رحم بوى آن نيابد . و گفت ( ص ) : برّ امّك و أباك و أختك و أخاك ثمّ أدناك فأدناك ، اى ، نيكويى كن در حق مادر و پدر و خواهر و برادر ، پس نزديكتر و نزديكتر .
و آمده است كه خداى - عز و جل - موسى را گفت : اى موسى ، هر كه مادر و پدر را نيكو
هامش
( 400 ) « ى » مصدرى .
( 401 ) « ى » مصدرى .
( 402 ) در شرح زبيدى : ( و ان كان واحدا فواحد ) و في رواية فواحدا اى فكان الباب المفتوح واحدا ( يعنى اگر يكى از آن دو را خشنود سازد يك در بهشت برايش گشوده شود ) .
( 403 ) در شرح زبيدى : ( و ان كان واحدا فواحد ) و في رواية فواحدا اى فكان الباب المفتوح واحدا ( يعنى اگر يكى از آن دو را خشنود سازد يك در بهشت برايش گشوده شود ) .
( 404 ) عاقّ ، سركش با مادر و پدر ، آزار دهندهء پدر و مادر و نافرمان .