كه گفتيم با جملهء حقهاى عموم مسلمانان كه ياد كردهايم دريابد و رعايت كند .
پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : أ تدرون ما حقّ الجار ؟ ان استعان بك أعنته ، و ان استقرضك أقرضته ، و ان افتقر عدت عليه ، و ان مرض عدته ، و ان مات اتّبعت جنازته ، و ان اصابه خير هنّأته ، و ان اصابته مصيبة عزّيته و لا تستعل عليه بالبناء فتحجب عنه الرّيح الاّ باذنه ، فان اشتريت فاكهة فاهد له ، فان لم تفعل فادخلها سرّا ، و لا يخرج بها ولدك ليغيظ بها ولده ، و لا تؤذه بقتار قدرك الاّ ان تغرف له منها . أ تدرون ما حقّ الجوار « 386 » ؟ و الّذي نفسي بيده لا يبلغ حقّ الجار « 387 » الاّ من رحمه اللّه ، اى ، مىدانيد كه حق همسايه چيست ؟ اگر از تو يارى طلبد يارى كنى ، و اگر وام خواهد وام دهى ، و اگر درويش شود منفعتى به وى رسانى ، و اگر رنجور گردد وى را بپرسى ، و اگر وفات كند از پى جنازهء وى به روى ، و اگر به دو نيكويى رسد تهنيت كنى ، و اگر مصيبتى رسد تعزيت كنى ، و بناى خود بلند نكنى چنان كه باد را از وى باز دارى مگر به دستورى او ، و اگر ميوه خرى براى او بفرستى ، و اگر نفرستى نهان دارى ، و فرزند تو بايد كه آن را بيرون [ 223 ] نيارد تا فرزندان او از آن آرزو نبرند ، و او را به بوى ديگ خود نرنجانى مگر كه چيزى از آن براى او فرستى . آيا مىدانيد كه حق جوار چيست ؟ بدان خداى كه نفس من در قبضهء قدرت اوست كه به حق همسايه نرسد مگر كسى كه خداى - عز و جل - بر وى رحمت كند . هم بر اين جمله عمرو بن شعيب ، از پدر خود ، و از جد خود ، از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - روايت كرده است .
مجاهد گفت كه نزديك عبد اللّه عمر بودم ، و غلام او گوسفندى ذبح كرده بود ، گفت : چون پوست بياهنجى اول بر همسايهء جهود بفرست . و اين سخن بارها مكرر كرد ، او گفت : چند بار اين سخن مكرر مىفرمايى ؟ گفت : پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ما را هميشه به همسايه وصيت كردى تا بترسيديم كه در ميراث او را داخل كند . و هشام گفت كه حسن در دادن اضحيّه « 388 » به همسايهاى كه جهود و ترسا باشد باك نداشتى . و بو ذر گفت كه مرا دوست من ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - وصيت كرد كه إذا طبخت قدرا فأكثر ماءها ثمّ انظر بعض اهل البيت من جيرانك فاغرف لهم منها ، اى ، چون ديگى پزى آب آن بسيار كن ، پس در بعضى از اهل بيت از همسايگان خود بنگر و براى ايشان از آن بفرست . و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم -
هامش
( 386 ) در عربى : ما حق الجار ، در ترجمه : حق جوار چيست .
( 387 ) در نسخهء فيضيه : حق الجوار ، در ترجمه ، حق همسايه .
( 388 ) اضحيّه ، گوشت قربانى .