مقطوع « 376 » بگيرند ، و در پس تو به چشم اشارتها كنند . و از حسد در حق دوستان مرگ و حوادث روزگار را مترصد باشند . عثرات تو را در صحبت ايشان بشمرند تا در حال خشم و وحشت خود روياروى با تو بگويند .
و اعتماد مكن به دوستى كسى كه وى را نيكو نيازموده باشى ، بدانچه با وى صحبت دارى در يك سراى ، يا در يك موضع ، تا حال عزلت و ولايت و درويشى و توانگرى او بدانى ، يا رفيق سفر وى باشى ، يا به درم و دينارى با وى معاملت كنى ، يا در شدتى افتى كه به دو محتاج شوى . پس اگر در اين حالها وى را بپسندى اگر مه از تو باشد او را پدر دان ، و اگر كه باشد پسر ، و اگر همزاد بود برادر . اين است جملهء آداب زندگانى به أصناف مردمان .
حقوق همسايگى
( 1 ) بدان كه همسايگى موجب حقهاست ، بيرون حقهايى كه برادرى اسلام اقتضا كند . پس همسايهء مسلمان مستحق باشد چيزهايى را كه هر مسلمانى مستحق آن بود و زيادت از آن ، كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : الجيران ثلاثة : جار له حقّ واحد ، و جار له حقّان ، و جار له ثلاثة حقوق . فالجار الّذي له ثلاثة حقوق الجار المسلم ذو الرّحم ، فله حق الجوار و له حقّ الإسلام و له حقّ الرّحم ، و امّا الجار الّذي له حقّان فالجار المسلم الّذي له حقّ الجوار و حقّ الإسلام ، و امّا الّذي له حقّ واحد فالجار المشرك ، اى ، همسايگان سهاند : همسايهاى كه يك حق دارد و همسايهاى كه دو حق دارد و همسايهاى كه سه حق دارد . پس همسايهاى كه سه حق دارد مسلمان خويشاوند است ، چه او را حق جوار و حق مسلمانى و حق خويشاوندى است ، و همسايهاى كه دو حق دارد همسايهء مسلمان است كه هم حق جوار و هم حق مسلمانى دارد ، و همسايهاى كه يك حق دارد همسايهء مشرك است . پس بنگر كه به مجرد همسايگى مشرك را چگونه حقى اثبات فرموده است .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : احسن مجاورة من جاورك تكن مسلما ، اى ، نيكو همسايگى كن با همسايهء خود تا مسلمان باشى . و گفت : ما زال جبريل يوصيني بالجار حتّى ظننت انّه سيورّثه ، اى ، هميشه جبرئيل مرا به حق همسايه وصيت مىكرد تا به حدى كه گمان بردم كه او را در ميراث داخل گرداند . و گفت ( ص ) : من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم جاره ، اى ، هر كه به
هامش
( 376 ) مقطوع ، قطعى ، حتمى .