و از آن جمله آن كه با هر مسلمانى پيش از سخن به سلام ابتدا كند ، و در وقت سلام مصافحه « 317 » به جاى بياورد . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من بدأ بالكلام قبل السّلام فلا تجبه حتّى يبدأ بالسّلام ، اى ، كسى كه پيش از سلام سخن آغاز كند ، او را جواب مگوى تا آن گاه كه به سلام افتتاح نمايد . و يكى از ايشان گفت : بر پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در رفتم و سلام نگفتم ، و دستورى نخواستم ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : ارجع فقل السّلام عليكم و ادخل ، اى ، باز گرد ، پس سلام بگوى و در آى . و جابر روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت :
إذا دخلتم بيوتكم فسلّموا على أهلها فانّ الشّيطان إذا سلّم أحدكم لم يدخل بيته ، اى ، چون در خانهء خود در رويد بر اهل آن سلام گوييد ، چه شيطان چون يكى از شما سلام گويد در خانهء وى در نرود . و انس گفت : هشت سال پيغامبر را خدمت كردم ، پس مرا گفت : أسبغ الوضوء يزد في عمرك ، و سلّم على من لقيته من امّتى تكثر حسناتك ، و إذا دخلت منزلك فسلّم على اهل بيتك يكثر خير بيتك ، اى ، آبدست را تمام كن تا عمر تو زيادت كرده شود ، و سلام گوى هر كه را از امت من بينى تا نيكوييهاى تو بسيار شود ، و چون به خانهء خود در روى بر اهل خانهء خود سلام گوى تا نيكى در خانهات بسيار گردد .
مترجم مىگويد كه اسباغ آبدست به اسباغ عمر مقابله كردن فرموده است . چه اسباغ إتمام چيزى باشد يا وسعت ، و زيادت عمر نوعى اسباغ باشد . و در زيادتى عمر وجهها گفتهاند :
يكى آن كه زيادت عمر فراخى روزى است ، چه درويشى مرگ بزرگتر است . و دوم آن كه زيادت بركت عمر است ، چه عمر اندك در طاعت بسيار باشد ، و عمر بسيار در عطلت اندك .
و سوم آن كه پيوسته بر آبدست بودن شهادت است ، چنان كه آمده است : من دام على الوضوء مات شهيدا . و در حق زيادتى عمر شهدا آمده است : بل احياء عند ربّهم يرزقون « 318 » . پس زيادت عمر اين حيات « 319 » را خواسته است . چهارم آن كه حقيقت زيادت در عمر بعيد نيست . چه مدت عمر هر بندهاى را اسباب معينى است از آسمانى و زمينى ، و آن اسباب اجلى مقدّر اقتضا كند . و أجل دو گونه باشد : طبيعى و اختراعى . طبيعى آن است كه حق تعالى در فطرت او نهاده است ، و اختراعى آن است كه اسباب مرتب كرده است كه در قطع آن مدت مؤثر باشد . پس روا كه بارى تعالى به
هامش
( 317 ) مصافحه ، دست دادن ، دست يك ديگر را فشردن .
( 318 ) آل عمران 3 - 169 .
( 319 ) يعنى حيات آن جهانى ( چون از عمر طبيعى اين جهان كم مىشود طبعا بر عمر آن جهان افزوده مىگردد ) .