و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : هر كه خود را در مقام تهمت دارد بايد كه ملامت نكند كسى را كه در حق وى گمان بد برد . و او بر مردى گذشت كه در راه با زنى سخن مىگفت . وى را به درّه بزد ، او گفت : اى امير المؤمنين ، اين زن من است . گفت : چرا جايى با او سخن مىگويى كه مردمان نيستند .
و از آن جمله آن كه براى هر مسلمانى كه محتاج شفاعت باشد ، به نزديك كسى كه منزلتى دارد شفاعت كند ، و در بر آوردن حاجت او بدانچه تواند سعى نمايد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّى أوتي و اسئل و تطلب إلىّ الحاجة ، و أنتم عندي فاشفعوا إلىّ لتؤجروا و يقضى اللّه على يدي نبيّه ما احبّ ، اى ، بر من آيند و سؤال كنند و حاجت خواهند ، و شما نزديك من هستيد ، پس شفاعت كنيد مرا تا شما را ثواب باشد ، كه خداى تعالى بر دست پيغامبر خود آن چه دوست دارد به إتمام رساند . معاويه روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : اشفعوا إلىّ لتؤجروا ، انّى أريد الامر فاؤخّره كى تشفعوا إلىّ فتؤجروا ، اى ، شفاعت كنيد بر من تا مزد يابيد ، من مىخواهم كه كارى به إتمام رسانم ، پس آن را در تأخير مىدارم تا شفاعت كنيد ، تا شما را ثواب باشد . و گفت ( ص ) :
ما من صدقة افضل من صدقة اللّسان ، اى ، هيچ صدقهاى فاضلتر از صدقهء زبان نيست . گفتند : آن چگونه است ؟ گفت : الشّفاعة تحقن بها الدّماء و تجرّ بها المنفعة إلى آخر و يدفع بها المكروه عن آخر ، اى ، به شفاعت خونها را صيانت توان كرد ، و منفعت به غيرى رسانيد و مضرت از غيرى دفع گردانيد . و عكرمه از ابن عباس روايت كرد كه شوى بريره بندهاى بود و او را مغيث گفتندى . چنانستى كه من او را در عقب او مىبينم « 315 » و آب چشم او بر موى روى او مىدويد . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - عباس را گفت : الا تعجب من شدّة حبّ مغيث لبريرة و شدّة بغض بريرة مغيثا ؟ اى ، آيا شگفت ندارى از قوّت دوستى مغيث بريره را و شدت دشمنى بريره مغيث را ؟ و گفت ( ص ) : لو راجعتيه « 316 » فانّه أبو ولدك ، اى ، اگر به وى رجوع [ 212 ] كنى نيك باشد ، چه او پدر فرزند تو است .
بريره پاسخ گفت : يا رسول اللّه ، اگر بر سبيل امر مىفرمايى تا آن را مطاوعت كنم . گفت : لا ، انّما انا شافع ، اى ، نه ، بجزم نمىفرمايم و شفاعت مىكنم .
هامش
( 315 ) عقب بريره ، در شرح زبيدى : ( كأنّي انظر إليه ) يدور ( خلفها ) لما اشترتها عائشة رضى اللّه عنها فأعتقتها ( 6 - 274 ) .
( 316 ) در نسخهء فيضيه : راجعيه ، طبق عربى و زبيدى تصحيح شد .