السلام - گفت : الا أخبركم بأفضل من درجة الصّيام و الصّلاة و الصّدقة ؟ اى ، آيا آگاهى ندهم شما را از خيرى كه فاضلتر است از درجهء نماز و روزه و صدقه ؟ گفتند : بلى . گفت : اصلاح ذات البين ، و افساد ذات البين هي الحالقة ، اى ، آن اصلاح كردن است ميان مردمان ، و تباه كردن ميان مردمان سترنده و محو گرداننده است . و گفت ( ص ) : افضل الصّدقة اصلاح ذات البين ، اى ، فاضلترين صدقه اصلاح است ميان مردمان . و انس گفت : پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - روزى نشسته بود و در اثناى آن تبسمى فرمود چنان كه دندان مبارك وى ظاهر شد ، عمر گفت : يا رسول اللّه ، مادر و پدرم فداى تو باد ، موجب خنده چيست ؟ گفت : رجلان من امّتى جثيا بين يدي ربّ العزّة ، فقال أحدهما يا ربّ خذ لي مظلمتى من هذا . فقال اللّه عزّ و جلّ : ردّ على أخيك مظلمته . فقال يا ربّ لم يبق لي من حسناتي شيء . فقال اللّه تعالى للطّالب : كيف تصنع بأخيك و لم يبق من حسناته شيء ؟ فقال يا ربّ فليحمل عنّى من أوزاري . ثمّ فاضت عينا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم بالبكاء فقال انّ ذلك ليوم عظيم يوم يحتاج النّاس إلى ان يحمل عنهم من أوزارهم . قال فيقول اللّه للمتظلّم : ارفع بصرك فانظر في الجنان . فقال يا ربّ أرى مدائن من فضّة و قصورا من ذهب مكلّلة باللؤلؤ ، لاىّ نبىّ هذا او لاىّ صديق او لاىّ شهيد هذا ؟ قال اللّه تعالى : لمن اعطى الثّمن . قال يا ربّ و من يملك ذلك ؟ قال أنت تملكه . قال بما ذا يا ربّ ؟ قال جلّ جلاله : بعفوك عن أخيك . قال يا ربّ قد عفوت عنه . فقال اللّه عزّ و جلّ : خذ بيد أخيك فادخله الجنّة ، اى ، دو مرد از امت من در حضرت رب العزة به زانو بنشستند ، پس يكى از ايشان گفت : پروردگارا ، داد من از وى بستان . و خداى - عز و جل - گفت :
حق برادر خود بده . گفت : اى پروردگار از حسنات من چيزى نمانده است . پس بارى تعالى طالب را گفت كه با برادر خود چگونه خواهى كرد ؟ از حسنات او چيزى نمانده است . گفت : اى پروردگار ، بايد گناهان من بردارد . پس پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بگريست و گفت : آن روزى عظيم خواهد بود ، روزى كه مردمان محتاج آن باشند كه ديگران بار گناهان ايشان بر گيرند .
پس خداى - عز و جل - فرمايد : اى متظلم ، چشم بردار و در بهشتها نگر . و او گويد : اى پروردگار ، شهرهاى سيمين و كوشكهاى زرين مكلّل به مرواريد مىبينم ، كدام پيغامبر راست اين ، يا كدام صديق را ، يا كدام شهيد را ؟ فرمايد كه آن كس راست كه بهاى آن بدهد . گفت : اى پروردگار بهاى آن كه تواند داد ؟ فرمود كه تو بتوانى . گفت : به چه ؟ گفت : به عفو از برادر خود . گفت : اى پروردگار از او عفو كردم . خداى - عز و جل - فرمود كه دست برادر خود گير و او را در بهشت در آر . پس پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : اتّقوا اللّه و أصلحوا ذات بينكم و انّ اللّه يصلح بين المؤمنين يوم القيامة ، اى ، بترسيد از خداى و آن چه ميان شماست آن را به اصلاح آريد كه خداى -
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: الغزالي
ص٤٣٣