بنى اسرائيل مردى هفتاد سال روزه مىداشت كه پس از هر هفت روز افطار كردى ، پس در خواست از خداى تعالى تا او را بنمايد كه ديوان آدميان را چگونه گمراه كنند . و چون مدتى مديد بر اين سؤال بر آمد و دعايش به اجابت نپيوست ، گفت : اگر من بر گناهى كه ميان من و ميان پروردگار من است مطلع شوم ، به از اين باشد كه طلبيدهام . پس حق تعالى فريشتهاى بر وى فرستاد . و او را گفت : خداى تعالى مرا بر تو فرستاده است ، و تو را مىگويد كه آن سخن كه گفتى در حضرت من پسنديدهتر است از عبادتهاى متقدم تو ، و خداى - عز و جل - چشم تو را گشاده گردانيد ، پس گفت : بنگر . بنگريست ، لشكرهاى ابليس را ديد به زمين محيط گشته ، و هيچ آدمى را نديد كه نه ديوان چون مگسان گرد وى در آمده بودند . گفت : اى پروردگار ، از اين كه خلاص يابد ؟ گفت : فروتن نرم دست باز دارنده از درم .
و از آن جمله آن كه هيچ مسلمان را وعدهاى نكند كه نه آن را به وفا رساند . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : العدة عطيّة ، اى ، وعده عطاست ، اى ، در عزيمت كريم وفاى وعده باشد ، پس همچنان بود كه رسيده . و گفت - صلّى اللّه عليه و سلم : العدة دين ، اى ، وعده وام است ، چون بگفتى ، انجاز « 284 » آن براى تحقيق راستى و احتراز از دروغ لازم بود و دينى باشد ، چه خلف وعده از علامات نفاق است . و گفت ( ص ) : ثلاث في المنافق : إذا حدّث كذب ، و إذا وعد اخلف ، و إذا اؤتمن خان ، اى ، سه خصلت است كه در منافق باشد : چون سخن گويد دروغ گويد ، و چون وعده دهد به وفا نرساند ، و چون امين داشته شود خيانت كند . و گفت : ثلاث من كنّ فيه فهو منافق و ان صام و صلّى ، اى ، سه خصلت است كه در هر كه باشد منافق باشد - و آن هر سه ياد كرد - اگر چه روزه دارد و نماز گزارد .
مترجم مىگويد كه اين حديث مشكل است . و آمده است كه اين حديث بر حسن بصرى - رضى اللّه عنه - گفتند ، او گفت : پسران [ 207 ] يعقوب - صلوات اللّه و سلامه عليه - اين هر سه خصلت ارتكاب نمودهاند ، و اين نام بر ايشان اطلاق نتوان كرد . و ازالت اين اشكال از دو وجه است : يكى آن كه اين حديث بر سبيل تخويف و تحذير وارد شده است تا از بيم آن كه به نفاق انجامد مؤمنان را معتاد نشود ، چنان كه آمده است : التاجر فاجر و اكثر منافقى امّتى قرّاؤها ، اى ، بازرگان
هامش
( 284 ) انجاز ، روا كردن حاجت ، وفا كردن به وعده .