تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
خدمت پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - آمد ، كودكى برخاست كه سخن گويد ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : مه فأين الكبير ؟ اى ، آهسته باش به خدمت ، پس پيران كجااند ؟ و در خبر است : و ما وقّر شابّ شيخا الاّ قيّض اللّه له في سنّه من يوقّره ، اى ، تعظيم نكند جوانى پيرى را كه نه خداى تعالى براى وى كسى را مقدر گرداند تا در پيرى وى را بزرگ دارد . و در اين حديث اشارت است كه به درازى عمر او حكم رفته باشد . و گفت ( ص ) لا تقوم السّاعة حتّى يكون الولد غيظا : و المطر قيظا و تفيض اللّئام فيضا و تغيض الكرام غيضا و تجترى الصّغير على الكبير و اللّئيم على الكريم ، اى ، قيامت قايم نشود تا آن گاه فرزند سبب خشم گردد - مترجم مىگويد : اين از دو وجه تواند بود . يكى آن كه مردمان فرزندان را نخواهند تا اخراجات و مئونات ايشان اقامت نبايد نمود ، و اين از غايت بخل و نهايت حرص باشد بر جمع مال ، يا از فرط عجز و كمال بى تدبيرى ، و دوم آن كه فرزندان خدمت مادر و پدر نكنند ، بل ايشان را برنجانند و آن موجب خشم تواند بود - و باران در شدت گرما باشد - [ مترجم مىگويد : ] و اين بدان فرموده است كه بيشتر باران در اكثر ديار عرب در آن وقت باريدى كه آفتاب در ميزان و عقرب بودى ، و وقتى كه در اسد و سنبله « 279 » بودى باران كمتر باريدى مگر در يمن ، و آن را صفرى « 280 » و قيظ « 281 » خواندندى . و اين اشارتى است كه در آخر الزمان در آفاق و أقطار زمين تبدّل اوقات امطار « 282 » باشد - و لئيمان بسيار شوند و كريمان اندك ، و خرد بر بزرگ و لئيم بر كريم دليرى نمايد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - چون از سفر باز آمدى و كودكان او را استقبال كردندى ، براى ايشان بايستادى و بفرمودى تا ايشان را بر داشتندى ، و بعضى را پيش خود و بعضى را عقب خود بر مركب بنشاندى ، و صحابه را فرمودى تا كودكان ديگر را هم بر اين جمله بنشانند ، و بسى بودى كه كودكان با يك ديگر فخر كردندى كه مرا پيش خود نشانده بود و تو را در عقب خود . و چون كودك خرد را به خدمت وى آوردندى تا وى را دعا گويد و نام تعيين فرمايد ، او را بستدى و در كنار خود نشاندى ، و وقت بودى كه بول از وى حاصل آمدى ، و اگر كسى او را بانگ برزدى فرمودى : لا تزرموا الصّبىّ بوله ، اى ، بول او منقطع مگردانيد . و بگذاشتى تا از آن فارغ شدى ، پس وى را دعا گفتى و نام تعيين فرمودى ، و شادى [ 206 ] اهل او را رعايت فرمودى تا
هامش
( 279 ) برجهاى ميزان و عقرب و اسد و سنبله به ترتيب برابر با ماه‌هاى مهر و آبان و مرداد و شهريور . ( 280 ) صفرى ، باران اول پاييز . ( 281 ) قيظ ، باران تابستانى ، گرماى تابستان . ( 282 ) امطار ، بارانها .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 428 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى