يتقلّب في الجنّة من أجل شجرة قطعها عن ظهر الطّريق كانت تؤذى النّاس ، اى ، مردى را ديدم كه در بهشت آسوده مىگشت ، به سبب درختى كه از ظاهر راه ، كه مردمان را از آن رنج رسيدى ، ببريده بود .
بو هريره ، پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت كه مرا چيزى آموز كه از آن منفعت گيرم . گفت :
أمط الاذى « 270 » من طريق المسلمين ، اى ، چيزى كه از آن مردم را رنج رسد از راه مسلمانان دور كن . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من زحزح عن طريق المسلمين شيئا يؤذيهم ، كتب اللّه له بها حسنة ، و من كتب له حسنة اوجب له بها الجنّة ، اى ، هر كه دور كند از راه مسلمانان چيزى كه ايشان را برنجاند خداى - عز و جل - براى او نيكى ثبت فرمايد ، و خداى براى هر كه نيكى ثبت فرمايد او را بهشت واجب گرداند . و گفت ( ص ) : لا يحلّ لمسلم ان يشير إلى أخيه بنظرة تؤذيه ، اى ، حلال نباشد مسلمان را كه سوى برادر خود اشارت كند به نظرى كه وى را برنجاند . و پيغامبر گفت ( ص ) : لا يحلّ لمسلم ان يروّع مسلما ، اى ، مسلمان را حلال نباشد كه مسلمانى را بترساند . و گفت ( ص ) : انّ اللّه يكره أذى المؤمنين ، اى ، خداوند - عز و جل - كراهيت دارد رنجه داشت مؤمنان را . و ربيع خيثم گفت :
مردمان دو فريقند ، مؤمن و جاهل ، پس مؤمنان را مرنجان و جاهلان را به جهل مقابله مكن و از آن جمله آن كه تواضع نمايد هر مسلمانى را و بر وى تكبر نكند ، كه خداى تعالى خرامندهء فخر كننده را دوست ندارد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه عزّ و جلّ اوحى إليّ ان تواضعوا حتّى لا يفخر أحد على احد ، اى ، خداى - عز و جل - به من وحى فرستاد كه تواضع كنيد ، تا به حدّى [ كه ] يكى با ديگرى فخر نكند . پس اگر كسى ديگر بر وى فخر كند بايد كه احتمال « 271 » كند . خداى تعالى پيغامبر خود را فرمود : خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين ، اى ، آسان فراگير كار مردمان را و به نيكو كارى امر فرماى ايشان را و از جاهلان روى بگردان و اين بدان باشد كه اگر كسى بر وى ستم كند او عفو فرمايد ، و اگر از وى ببرد او به دو پيوندد ، و اگر او را محروم گرداند او وى را عطا دهد . يعنى آن چيز فرماى كه همه عاقلان بدانند كه آن نيكوست . و گفت : سفيهان را به سفاهت مقابله مكن « 272 » و ابن ابى اوفى گفت : كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم لا يأنف و لا يستكبر ان يمشى مع الارملة و المسكين فيقضى حاجته ، اى ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ننگ نداشتى و تكبر و گردنكشى نكردى از آن چه با بيوه زن و
هامش
( 270 ) در متن عربى و زبيدى : اعزل الاذى .
( 271 ) احتمال ، تحمل .
( 272 ) عبارت بين دو ستاره چون در متن عربى نيامده ممكن است توضيح مترجم باشد .