در هر دو حال نزديك او برابر باشد بى زيادت و نقصان ، زيرا كه آن تفاوت طبع او را هر آينه بجنباند به ريا كارى و تحفّظ . و گفتهاند : من سقطت كلفته دامت ألفته ، و من خفّت مئونته دامت مودّته ، اى ، هر كه كلفت او ساقط شد الفت او دايم ماند ، و هر كه مئونتش سبك شد دوستيش دايم ماند . و بعضى از صحابه گفتند كه خداى - عز و جل - متكلفان را لعنت فرموده است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انا و أتقياء امّتى براء من التّكلّف ، اى ، من و پرهيزكاران امت من بيزاريم از تكلف .
و يكى از ايشان گفت : مرد چون در خانهء برادر خود چهار خصلت ظاهر نكند ، انس او به دو تمام نشده باشد : نان بخورد و بخسبد و به آبدست جاى رود و نماز گزارد . و اين سخن با يكى از مشايخ گفتند ، وى گفت : خصلت پنجم نيز باقى است ، و آن خصلت آن است كه با اهل خود به خانهء برادر خود حاضر شود و با وى « 231 » مباشرت كند . زيرا كه خانه براى پوشيده داشتن اين پنج كار است ، و الاّ دلهاى متعبدان را مسجدها براحتتر باشد . و چون اين پنج كار بكند ، اتحاد تمام شود و حشمت بر خيزد و گستاخى « 232 » مؤكد گردد . و آن چه عرب در وقت سلام گفتن گويد مرحبا و اهلا و سهلا اشارتى است بدين . اى ، تو را نزديك ما فراخى دل و فراخى جاى است ، و اهلى « 233 » كه بديشان انس گيرى بى وحشتى از ما ، و در اين همه آسانى است ، اى ، بر ما چيزى از آن چه خواهى گران نيايد .
و تخفيف و ترك تكلف تمام نشود ، مگر بدان كه نفس خود را كم از برادران داند ، و در ايشان گمان نيك دارد و در نفس خود گمان بد . و چون ايشان را به از خود داند ، در آن حال او به از ايشان باشد . ابو معاويهء اسود گفت : همهء برادران من به از منند . گفتند : چگونه ؟ گفت : همه مرا بر خود فاضلتر مىدانند ، و هر كه مرا بر نفس خود فضل نهاد او به از من بود . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : المرء على دين خليله ، و لا خير في صحبة من لا يرى لك مثل ما ترى له ، اى ، مرد بر عادت دوست خود باشد ، و در صحبت كسى كه تو را آن حق نداند كه تو او را دانى خيرى نباشد .
و اين كمتر درجات است ، و آن نگريستن است در مردم به چشم مساوات . و كمال در آن است كه فضل برادر بينى . و براى آن سفيان گفت : چون تو را گويند : اى بترين مردمان ! و تو از آن در خشم شوى ، بترين مردمان باشى . اى ، بايد كه در نفس خود معتقد آن باشى . و وجه آن در « كتاب
هامش
( 231 ) با اهل خود ، با زن خود .
( 232 ) گستاخى ( مقابل حشمت ) ، حجاب حشمت فرو افكندن ، خودمانى شدن .
( 233 ) و تو را نزديك ما اهلى است ، « اهلا » يعنى آمدى تو اهل و اقرباى خود را ( غياث ) .