پس يكى از ايشان از يار خود مستوحش شد يا او را حشمت داشت « 219 » كه نه آن به سبب علتى بود در يكى از ايشان . و على - رضى اللّه عنه - گفت : شرّ الاصدقاء من تكلّف لك و من أحوجك إلى مداراة و ألجأك إلى الاعتذار ، اى ، بترين برادران آن است كه براى تو تكلف نمايد و آن كه تو را به مدارات « 220 » محتاج كند و به معذرت مضطر گرداند . و فضيل گفت : انقطاع مردمان از يك ديگر به سبب تكلف است : يكى از ايشان به زيارت ديگرى رود ، و او تكلف كند ، و آن او را مانع شود از زيارت . و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت : مؤمن برادر مؤمن است ، پس او را خيانت نكند و از او حشمت ندارد .
و جنيد گفت : با چهار طبقه از اين طايفه « 221 » مصاحبت كردم ، هر طبقهاى سى كس : حارث محاسبى و طبقهء او ، و حسن مسوحى و طبقهء او ، و سرّى سقطى و طبقهء او ، و ابن الكريبى و طبقهء او ، و دو كس از ايشان براى خداى تعالى برادرى نكردند كه يكى از يار خود مستوحش شد يا حشمت داشت ، مگر به علتى كه در يكى از ايشان حادث شد . و يكى را از ايشان پرسيدند كه با كدام كس مصاحبت كنيم ؟ گفت : با آن كه بار تكلف از تو بردارد ، و ميان تو و خود مئونت تحفّظ « 222 » را ساقط گرداند . و جعفر بن محمد « 223 » گفتى : گرانترين برادران بر من آن كس است كه براى من تكلف كند و من از او تحفّظ نمايم . و سبكترين ايشان بر دل من آن كس است كه با او چنان باشم كه تنها هستم . و يكى از صوفيان گفت : با مردمان معاشرت مكن جز با كسى كه در دل او به نيكى « 224 » بزرگ نشوى و در چشم او به بزه « 225 » حقير نگردى پس آن تو را باشد « 226 » و بر تو بود « 227 » ، و تو نزديك او در هر دو حال يكسان باشى . و اين سخن بدان گفت كه از تكلف و تحفظ بدين خلاص يابد ، و الاّ طبع او را باعث باشد كه از او تحفظ كند ، چون داند كه نزديك او به سبب آن نقصان خواهد پذيرفت . و يكى از ايشان [ 199 ] گفت : با ابناى دنيا به أدب باش ، و با ابناى آخرت به علم ، و با عارفان چنان كه خواهى . و ديگرى گفت : مصاحبت مكن جز با كسى كه چون تو گناهى كنى او توبه كند ، و چون بدى كنى از تو عذر خواهد ، و مئونت نفس تو تحمل نمايد ، و
هامش
( 219 ) حشمت داشتن ( حشمت در مقابل گستاخى - 232 و 248 ) ، ملاحظه و شرم داشتن .
( 220 ) مدارات ، سازش .
( 221 ) طايفهء صوفيه ( زبيدى ) .
( 222 ) تحفّظ ، خويشتندارى ، احتراز كردن .
( 223 ) امام جعفر صادق ( ع ) .
( 224 ) « ى » سببيت ، به سبب نيكى .
( 225 ) به سبب بزه .
( 226 ) تو را سود رساند .
( 227 ) تو را زيان بخشد .