و اين براى تحقيقي است . و آن تحقيق آن است كه دوستى نوعى خويشاوندى و پيوستگى است ، چون پيوستگى نسب . و خويشاوندى را به معصيت مهجور نبايد كرد . و براى اين خداى - عز و جل - پيغامبر خود را در حق دودمان او فرمود :
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
« 183 » ، اى ، اگر تو را نافرمانبردارى كنند بگو كه من از كار شما بيزارم . و نگفت كه من بيزارم از شما ، براى رعايت حق قرابت و پيوستگى نسب . و بو دردا بدين اشارت كرد ، چون وى را گفتند كه برادر خود را دشمن نگيرى كه او چنين كارى ارتكاب نمود ؟ گفت : من عمل او دشمن دارم ، و او برادر من است . و برادرى دين مؤكدتر از برادرى قرابت است . و براى اين حكيمى را پرسيدند كه برادر نزديك تو محبوبتر يا دوست ؟ گفت : آن گاه برادر محبوب بود كه دوست بود . و حسن گفت : بسيار برادر دارى كه مادرت نزاده است . و براى آن گفتهاند كه خويشاوند به دوستى « 184 » محتاج بود ، و دوست به خويشاوندى محتاج نبود . و جعفر صادق گفت :
دوستى يك روز پيوستگى است ، و دوستى يك ماه خويشاوندى ، و دوستى يك سال خويشاوندى نزديك باشد ، هر كه از اين ببرد خداى تعالى از او ببرد .
پس اكنون وفا نمودن به عقد برادرى ، چون انعقاد آن سابق شد ، واجب بود . و اين جواب ماست از ابتداى برادرى با فاسق ، چه وى را حقى متقدم نيست . و اگر قرابتى متقدم باشد لا جرم نبايد بريد ، بل مجاملت بايد كرد . و دليل بر اين آن است كه قطع برادرى در نفس خود مذموم است « 185 » ، و از آن نهى آمده است . و نسبت قطع آن به ترك آن در ابتدا چون نسبت طلاق است به ترك نكاح . و طلاق در حضرت الهى مبغوضتر از ترك نكاح است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : شرار عباد اللّه المشّاءون بالنّميمة المفرّقون بين الاحبّة ، اى ، بدترين بندگان خداى سخن چيناناند كه دوستان را از يك ديگر جدا كنند .
و يكى از سلف در پوشيدن زلّتهاى برادران گفت كه محبوب شيطان آن بود كه برادر شما زلّت كند تا شما وى را مهجور گردانيد و از او منقطع شويد . پس شما از محبوب دشمن خود چه
هامش
( 183 ) شعراء 26 - 216 .
( 184 ) ى مصدرى .
( 185 ) در نسخهء فيضيه : كه ترك برادرى در نفس خود مذموم است . طبق متن عربى تصحيح شد . متن عربى : و الدليل عليه ان ترك المؤاخاة و الصحبة ابتدا ليس مذموما و لا مكروها ، بل قال قائلون الانفراد اولى ، فاما القطع الاخوّة عن دوامها فمنهى عنه و مذموم في نفسه ( و دليل بر اين آن است كه ترك آغاز برادرى و مصاحبت نه مذموم است و نه مكروه ، بلكه گفتهاند كه تنهايى بهتر است ، و اما قطع ادامهء برادرى در نفس خود مذموم است و از آن نهى آمده است ) .