روا كه كسى باشد كه به نزديك وى باقى آن لون به از لونى ديگر كه بخواهد آورد ، يا هنوز به خوردن حاجتش بود و مبادرت آن را منغّص كند . و اين از جملهء تمكّن است بر مايده كه گفتهاند :
آن « 144 » به از دو لون . و محتمل است كه مراد از تمكن آن باشد كه به زودى بر ندارند ، و محتمل كه فراخى جاى باشد .
و حكايت است از ستورى « 145 » و او صوفيى مزّاح بود - كه بر مايدهء يكى از ابناى دنيا حاضر شدند و برهء بريان پيش آوردند ، و صاحب مايده بخلى داشت ، چون ديد كه بره را پاره پاره كردند دلش تنگ شد ، گفت : اى غلام بردار و بر كودكان بر . غلام برداشت و در درون برد و ستورى از پس وى دويدن گرفت ، او را گفتند : كجا مىروى ؟ گفت : مىروم كه با كودكان به هم بخورم . آن مضيف را شرم آمد و گفت : باز آريد .
و يكى از اين فن آن است كه صاحب مايده بايد كه دست از طعام پيش از مهمان نكشد ، كه ايشان را از آن شرم آيد ، بل بايد كه بس كردن او از خوردن پس از همگنان « 146 » باشد . و يكى از كريمان جملهء لونها را با مهمان باز گفت ، و بگذاشت تا آن را مستوفى كنند « 147 » ، و چون نزديك شد كه فارغ شوند به زانو در آمد « 148 » ، و دست به طعام برد و خوردن گرفت و گفت : بسم اللّه ، از راه لطف موافقت بايد فرمود و مساعدت واجب بايد داشت . و سلف از وى آن را استحسان كردند « 149 » .
پنجم : آن كه بر اندازهء كفايت پيش آرند ، كه كم از كفايت نقصان مروت و بيش از كفايت ريا و تصنع بود ، خاصه كه در نفس وى سماحتى « 150 » نباشد بدانچه كل آن را بخورند ، مگر كه بسيار آورد و او بدانچه كل آن را بخورند يا ببرند خوشدل بود ، و نيت آن دارد كه اگر چيزى باقى ماند آن را بر سبيل تبرك تناول كند ، كه در حديث آمده است كه بر آن حساب نباشد . إبراهيم ادهم - رضى اللّه عنه - بر مايدهاى طعام بسيار حاضر كرد . سفيان ثورى گفت وى را : نمىترسى كه اين اسراف باشد ؟ جواب گفت كه در طعام اسراف نبود . و اگر اين نيت نباشد بسيار آوردن تكلف بود . ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت كه ما را نهى كردهاند از اجابت دعوت [ 18 ] كسى كه به
هامش
( 144 ) يعنى تمكّن .
( 145 ) در نسخهء فيضيه : سورى .
( 146 ) همگنان ، همگان .
( 147 ) آنها را ترك كرد تا به تمام برگيرند .
( 148 ) به زانو نشست .
( 149 ) استحسان كردن ، نيكو شمردن .
( 150 ) سماحت ، جوانمردى ، بلند همتى .