تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
تمكّن « 132 » نشستن به از زيادت لونين است . و گفته‌اند : چون بر مايده تره باشد فريشتگان آيند ، بدين سبب آوردن تره مستحب است ، و نيز در آن آرايش است به سبزى . و در خبر است : بر مايده‌اى كه بر بنى [ 17 ] اسرائيل نازل شد همه تره بود « 133 » مگر گندنا « 134 » ، و بر آن ماهى بود ، نزديك سر او سركه ، و نزديك دم او نمك ، و هفت گرده « 135 » بر او ، و بر هر گرده زيتونى و نار دانه . و اين چيزها را چون جمع كنند ، بر اين موافقت خوب بود . سوم آن كه از لونها آن چه لطيف‌تر پيشتر آرند ، تا آن كس كه خواهد از آن استيفا « 136 » كند و پس از آن بيشترى نخورد . و عادت مترفان « 137 » است كه غليظتر پيش آرند تا چون لطيف‌تر پس از آن باشد ، به سبب لطافت طعام ، شهوت را از سر « 138 » نشاطى پيدا آيد ، و آن خلاف سنت است و حيلتى بر بسيار خوردن . و سنت متقدمان آن بود كه همه لونها به يك دفعت بياوردندى و كاسه‌ها پيوسته بر خوان نهادندى ، تا هر كه را آن چه مشتهاست تناول كند . و اگر جز يك لون نباشد بايد كه بگويد كه جز اين نيست ، تا هم از آن استيفا كند و نيكوتر را انتظار ننمايد . و آمده است كه يكى از ارباب مروت تذكرهء لونها « 139 » بر مهمانان عرضه كردى . و يكى از مشايخ گفت كه يكى از پيران شام براى من لونى آورد ، بر لفظ من رفت كه بر ما در عراق اين پس از همهء لونها آرند ، گفت : بر ما نيز در شام همچنين است ، و « 140 » او جز آن لون نداشت ، و من از گفتن خجل شدم . و ديگرى گفت كه ما جماعتى در ضيافتى بوديم ، سرهاى گوسفند - چه بريان و چه ديگ پخته - پيش ما آوردند ، و ما از آن كمتر تناول مىكرديم در انتظار لونى ديگر « 141 » يا برهء بريان . پس طشت آوردند براى دست شستن ، ما در يك ديگر نگريستيم ، پيرى بود در ميان ما مزاح كن ، گفت : خداى تعالى قادر است كه سر بى تن بيافريند . ما آن شب گرسنه بخفتيم و براى سحر نان ريزه مىطلبيديم . و براى اين مستحب است كه هر چه دارد جمله حاضر آورد و الاّ از آن اخبار كند . چهارم آن كه در برداشت « 142 » لونها مبادرت « 143 » ننمايد ، بل بگذارد كه استيفا كنند تا دستها بكشند ،
هامش
( 132 ) معنى « تمكّن » در أدب چهارم بيايد ( پاورقى 144 ) . ( 133 ) همه نوع سبزى بود ، در عربى : كان عليها من كل البقول . ( 134 ) گندنا ، تره . ( 135 ) گرده ( ترجمهء « رغيف » ) ، نان ستبر ، گرده نان ضخيم . ( 136 ) استيفا ، تمام گرفتن . ( 137 ) مترف ، برخوردار ، ناز پرورده ( ملخص ) . ( 138 ) از سر ، از نو . ( 139 ) تذكرهء لونها ، صورت انواع غذاها . ( 140 ) و حال آن كه . ( 141 ) در نسخهء فيضيه : و در انتظار لونى ديگر . ( 142 ) برداشت ، برداشتن از روى خوان . ( 143 ) مبادرت ، تعجيل .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 32 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى