طعام مباهات كند . و جماعتى از صحابه - رضى اللّه عنهم - طعام مباهات را خوردن كراهيت داشتهاند ، و اين از آن جمله است . و از پيش پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - هرگز فاضل طعامى بر نداشتند ، چه جز به اندازهء حاجت پيش نياوردندى و تمام سير نخوردندى .
و اول بايد كه نصيب اهل خانه جدا كند تا ايشان در انتظار نباشند براى باز پس آوردن ، و شايد كه باز نيارند و دلشان بدان تنگ شود و زبان در مهمانان دراز گردد ، و همانا چيزى داده باشد كه كراهيت قومى تبعت آن بود ، و آن در حق ايشان خيانت است .
و آن چه از طعام باقى ماند ، مهمان آن را بايد كه بر نگيرد - و اين آن است كه صوفيان آن را زلّت « 151 » خوانند - مگر در آن حال كه صاحب طعام به رضا و خوشدلى بصريح دستورى دهد ، يا به قرينهء حال او دانسته شود كه او بدان شاد باشد ، و اگر گمان كراهيت بود نشايد . و چون رضاى وى معلوم شد ، شرط عدل و انصاف با رفيقان رعايت بايد كرد . و بايد كه هيچ كس بر ندارد مگر آن چه بر وى مخصوص باشد ، يا آن كه رفيقان او را بدان رضا بود از روى طوع ، نه از راه شرم .
و اما باز گشتن
( 1 ) و اما باز گشتن را سه أدب است :
اول آن كه تا در سراى با مهمان بيرون آيد كه سنت است ، و اكرام مهمان مأمور به است .
پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه . و گفت : انّ من سنّة الضّيف أن يشيّع إلى باب الدّار ، اى ، در سنت مهمان است كه تا در سراى پس وى رفته شود . ابو قتاده گفت كه وفد نجاشى « 152 » به خدمت پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - رسيد ، بايستاد به نفس خود ايشان را خدمت مىكرد « 153 » ، صحابه - رضى اللّه عنهم - گفتند : ما آن خدمت به جاى آريم . فرمود كه ايشان اصحاب مرا اكرام كردهاند و من دوست مىدارم كه ايشان را مكافات كنم .
و تمامى اكرام گشادگي روى و خوش سخنى است در حال در رفتن « 154 » و بيرون آمدن و بر مايده نشستن . و اوزاعى را گفتند كه كرامت مهمان چيست ؟ گفت : گشاده رويى و خوش
هامش
( 151 ) زلّت ، زلّه ، آن چه از مايدهء دوست يا خويشاوندان بردادند .
( 152 ) نجاشى ، لقب عام ملوك حبشه ، در شرح زبيدى : ( نجاشى ) ملك الحبشة و اسمه أصحمة .
( 153 ) پيغامبر ( ص ) خود به خدمت ايشان ايستاد .
( 154 ) در رفتن ، وارد شدن .