تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بيرون آيد . و كل آن چه گفته است درست است . و نظر در كلّه و آراستن ديوار است به ديباج ، كه آن به حد تحريم نينجامد ، كه حرير بر مردان حرام است ، چنان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است : هذان حرامان على ذكور امّتى . و آن چه بر ديوار است به مردان نسبتى ندارد ، و اگر اين حرام باشد آراستن كعبه حرام بود ، بل اولى اباحت آن است به موجب قول خداى تعالى :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ
« 114 » خاصه در وقت زينت ، چون « 115 » آن براى تفاخر عادت نسازد . و اگر تخيل كند كه مردان به ديدن آن انتفاع مىگيرند ، انتفاع [ 16 ] بر مردان به ديدن ديبا - چون زنان و كنيزكان آن را پوشيده باشند - حرام نيست . پس ديوارها در مثابت زنان بود ، كه ديوار به مردى « 116 » موصوف نيست .

و اما احضار طعام

( 1 ) در آن پنج أدب است . اول زود آوردن طعام كه آن كرامت مهمان است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است : من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه ، اى ، هر كه به خداى و روز قيامت ايمان آورده باشد بايد كه مهمان را گرامى دارد . و چون بيشترى حاضر شوند و يك شخص يا دو شخص غايب باشد و از وقت موعود تأخير نمايند ، رعايت حق حاضران بر تعجيل اولى از رعايت حق غايبان در تأخير ، مگر آن كه غايب درويش باشد و شكسته دل شود ، كه در اين حال تأخير طعام باكى نيست . و قول خداى تعالى را :
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ
« 117 » ، يك تفسير اين است كه اكرام ايشان به تعجيل طعام بود . قوله تعالى :
فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
« 118 » ، بر اين دليل است . قوله تعالى :
فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ
« 119 » ، و روغان « 120 » رفتن به زودى را گويند ، و در ترسندگى هم گفته‌اند ، و در تفسير آمده است كه گوشت ران آورده بود ، و عجل « 121 » را بدين ياد فرموده است كه بتعجيل آورده است و درنگ نكرده . و حاتم اصم گفت كه عجله از ديو است ، مگر در پنج چيز كه سنت پيغامبر است - صلى اللّه عليه و سلم : اطعام مهمان ، و تجهيز مرده ، و تزويج بكر ، و گزاردن « 122 » وام ،
هامش
( 114 ) اعراف 7 - 32 . ( 115 ) چون ، اگر . ( 116 ) مردى ( ى مصدرى ) ، مرد بودن . ( 117 ) ذاريات 51 - 24 . ( 118 ) هود 11 - 69 . ( 119 ) ذاريات 51 - 26 . ( 120 ) روغان ( مصدر « راغ » كه در آيه آمده است . ( 121 ) عجل ، گوسالهء نر . ( 122 ) گزاردن ، ادا كردن ، پرداختن .