تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

و اما أدب حضور

( 1 ) آن است كه چون در سراى رود ، در صدر و بهترين موضعى ننشيند ، بل تواضع بورزد ، و ايشان را بسيار انتظار ندارد ، و چنان هم تعجيل نكند كه ناگهان پيش از استعداد « 107 » ايشان در رود « 108 » ، و به زحمت جا بر حاضران تنگ نكند ، بل اگر صاحب سراى به موضعى اشارت كند مخالفت او البته روا ندارد ، كه او در نفس خود موضع هر كس مرتب كرده باشد و مخالفت او آن ترتيب را مشوّش كند ، اگر يكى از مهمانان از روى اكرام وى را بلندتر نشاند بايد كه تواضع كند ، كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ من التّواضع للَّه الرّضا بالدّون من المجلس ، اى ، يكى از تواضع براى خداى آن است كه به نشست جاى كمتر راضى شود . و در مقابلهء در سراى حرم بايد كه ننشيند ، و سوى موضعى كه طعام از آن جا آرند بسيار ننگرد ، كه آن دليل شره بود ، و به تحيّت و سؤال آن كس را مخصوص كند كه به وى نزديك باشد . و اگر شب آن جا خواهد بود ، بايد كه صاحب سراى قبله و جاى وضو و آبخانه به وى نمايد . مالك با شافعى همچنين كرده بود . و مالك دست ، كه پيش از طعام شويند ، پيش از مهمانان بشست و گفت : دست شستن پيش از طعام صاحب سراى را اولى ، زيرا كه او مردمان را به كرم خود مىخواند ، پس حكم او آن باشد كه تقدم نمايد . و در دست شستن پس از طعام تأخّر واجب بيند ، براى انتظار آن كه اگر كسى درآيد در خوردنى موافقت نمايد . و اگر وقت در رفتن « 109 » منكرى بيند ، اگر تواند تغيير فرمايد ، و الا به زبان انكار « 110 » كند و باز گردد . و منكر فرش ديباست و اوزارهاى « 111 » زر و سيم ، و صورت حيوانات بر ديوار ، و شنيدن ملاهى و مزامير ، و حضور زنان روى گشاده ، و غير آن از حرامها . احمد حنبل - رضى اللّه عنه - گفت : اگر سرمه دانى بيند كه سر آن سيمين كرده باشند ، بايد كه بيرون آيد و به نشستن دستورى « 112 » ندهد ، مگر جايى كه پشيزه‌اى « 113 » بيش سيمين نباشد . و گفت : اگر كلّه‌اى « 114 » مشاهده كند بايد كه بيرون آيد كه آن تكلف بىفايده است ، گرماى و سرماى دفع نكند و چيزى را نپوشد . و همچنين گفت : چون ديوارها در ديبا بيند ، چنان كه ديوارهاى كعبه - حرسها اللّه - بيرون آيد . و گفت : اگر در خانه‌اى در رود كه در آن صورتى بود يا در گرمابه ، بايد كه بتراشد ، و اگر نتواند
هامش
( 107 ) استعداد ، آماده شدن . ( 108 ) در رفتن ، وارد شدن . ( 109 ) در رفتن ، وارد شدن . ( 110 ) انكار ، ناپسند داشتن . ( 111 ) اوزار ، افزار ، آلت . ( 112 ) دستورى ، اجازه . ( 113 ) پشيزه ، پولك ، فلس . ( 114 ) كلّه ، پشه بند .