إخوانا ، اى ، خبرها باز مجوييد و آن را به چشم مراقبت مكنيد .
( اين معنى آن است كه مصنف - رضى اللّه عنه - در تفسير تجسس و تحسس ياد كرده است . مترجم مىگويد كه معنيهاى ديگرى هم گفتهاند : يكى [ 188 ] آن كه تجسس آن باشد كه براى خود كند و تحسس آن كه براى ديگرى ، و دوم آن كه تجسس طلب عيبهاست و تحسس استماع عيبها ، و سوم آن كه تجسس به شب باشد و تحسس به روز . ) و از يك ديگر مبريد ، و پشت به كار يك ديگر مياريد ( و بعضى گفتهاند كه يك ديگر را در پس پشت بد نگوييد ) و بندگان خداى باشيد و برادر يك ديگر ، اى ، فرمان خداى تعالى را منقاد باشيد و با يك ديگر شفقت كنيد . ( و عباد اللّه بر وجه ندا هم تفسير كردهاند ، اى ، اى بندگان خداى ، خداى را برادران باشيد . و اول بهتر است . ) پس عيبها پوشيدن و خود را نادان و غافل ساختن خوى اهل دين است . و در تنبيه بر آن كه « پوشيدن بدى و اظهار نيكى مرتبهء كاملان است » اين معنى بسنده است كه بارى تعالى را در دعا بدان صفت كنند : يا من اظهر الجميل و ستر القبيح . و پسنديدهء حق تعالى كسى بود كه به اخلاق او تخلّق نمايند ، چه او پوشندهء عيبهاست ، و آمرزندهء گناهان است ، و در گذارنده از بندگان . پس تو چگونه در نگذارى از مثل خودى يا فوق خودى ! و به هر حالى كه او بود بنده و مخلوق تو نبود . و عيسى - عليه السّلام - حواريون را گفت : شما چگونه كنيد چون برادر خود خفته بينيد و باد جامهء وى دور كرده ؟ گفتند : وى را بپوشيم . گفت : و عبد الرحمن جبير نفير روايت كرد كه پدرم چنين گفت كه من به يمن بودم و همسايهاى جهود داشتم كه او مرا از تورات خبر كردى ، پس آن جهود را جهودى از سفر باز آمد ، من وى را گفتم كه حق تعالى بر ما پيغامبرى فرستاد ، و او ما را به اسلام دعوت فرمود ، و ما اسلام آورديم ، و كتابى فرستاد بر ما كه تورات را تصديق مىكند . آن جهود گفت : راست مىگويى بل عورت وى برهنه كنيد . گفتند : سبحان اللّه ، اين چنين فعل كه كند ؟ گفت : يكى از شما در حق برادر خود سخنى بشنود ، پس بر آن چيزى زيادت كند و بزرگتر از آن با آن ضم گرداند .
و بدان كه ايمان مرد تمام نشود تا به برادران خود نخواهد آن چه به نفس خود خواهد . و بدان كه كمتر درجات برادرى آن است كه با برادر آن معاملت كند كه از او در حق خود خواهد . و شك نيست كه از او پوشيدن عورتها و خاموش بودن از بديها و عيبها چشم دارد ، و اگر نقيض آن چه از او چشم دارد ظاهر گردد ، نيك در خشم شود . پس در غايت دورى باشد كه از او چيزى توقع كند كه در ضميرش براى او آن نبود ، و در حق او آن عزيمت ندارد . و ويل به حكم نص قرآن
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: الغزالي
ص٣٨٨