تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
وى را بستودى ، امروز بنكوهيدى ! گفت : به خداى كه دى راست گفتم و امروز دروغ گفتم : دى مرا خشنود كرد ، نيكوترين چيزى كه دانستم بگفتم ، و امروز مرا به خشم آورد ، بترين چيزى كه در وى دانستم تقرير كردم . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : انّ من البيان لسحرا ، اى ، بعضى از بيان جادويى است . و چنانستى كه آن را كراهيت داشت و از آن به سحر تشبيه فرمود . و براى آن در خبرى ديگر گفت : البذاء و البيان شعبتان من النّفاق ، اى ، پليد زبانى و بيان دو شاخ از نفاق است . و در حديث ديگر گفت : انّ اللّه يكره لكم البيان كلّ البيان ، اى ، خداى - عز و جل - افراط و مبالغت در بيان را از شما كراهيت دارد . و براى اين شافعى - رضى اللّه عنه - گفت : از مسلمانان هيچ مطيعى نيست كه نه معصيتى ارتكاب نمايد ، و هيچ عاصيى نيست كه نه طاعتى به جاى آرد . پس هر كه طاعت او غالب‌تر از معصيت است ، او عدل بود . و چون مثل اين كس را در حق خداى - عز و جل - عدل گويند ، پس در حق نفس خود و مقتضى برادرى خود عدل دانستن اولى . و چنان كه بر تو واجب است كه از مساوى او به زبان خاموش باشى ، بدل هم واجب است . و آن بدان باشد كه گمان بد نبرى ، چه بد گمانى غيبت است بدل ، و از آن نهى آمده است . و حد غيبت دل آن است كه فعل او را بر وجه فاسد حمل كنى با آن چه به وجهى نيكو حمل توان كرد . و اما آن چه به يقين و مشاهده منكشف شود ، نتوانى كه آن را ندانى ، و بر تو باشد كه تا امكان دارد آن را بر سهو و نسيان حمل كنى . و اين ظن دو قسم است : يكى را از آن تفرّس خوانند ، و آن ظنى باشد كه به علامتى استناد دارد ، چه آن ظن را بجنباند ، جنبانيدنى ضرورى كه دفع آن نتوان . و دوم آن كه منشأ آن ، بدى اعتقاد تو باشد در آن ، تا به حدى كه اگر از او فعلى صادر شود كه آن را دو وجه باشد ، و بد اعتقادى تو را بر آن دارد كه بى علامتى مخصوص بر وجهى بدتر حمل كنى . و آن جنايتى باشد در حق او به باطن ، و آن در حق هر مؤمنى حرام است چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه قد حرّم على المؤمن من المؤمن دمه و ما له و عرضه و ان يظنّ به بسوء الظّنّ ، اى ، خداى بر مؤمن حرام كرده است از مؤمن خون و مال و عرض او را ، و آن كه بر وى گمان بد برد « 134 » و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرموده است : ايّاكم و الظّنّ فانّ الظّنّ أكذب الحديث ، اى ، بپرهيزيد از گمان كه گمان دروغ‌ترين سخنى است . و بد گمانى به تجسس مىكشد و به تحسس . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : و لا تجسّسوا و لا تحسّسوا و لا تقاطعوا و لا تدابروا و كونوا عباد اللّه
هامش
( 134 ) جملهء بين دو ستاره از نسخهء فيضيه افتاده است .