تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
اكنون در ذكر حقوق و لوازم آن و طريقه‌هاى اقامت آن حقوق خوض نماييم . [ و اما حريص ] و اما كسى كه به دنيا حريص باشد صحبت او زهر قاتل است ، زيرا كه طبعها بر تشبّه و اقتدا سرشته است ، بل طبع را از طبع مسارقت است ، چنان كه بدان شعور نباشد . پس مجالست حريص آدمى را در حرص آرد ، و مجالست زاهد در دنيا بى رغبت گرداند . و براى اين صحبت طالبان دنيا مكروه است و صحبت راغبان آخرت مستحب . على - رضى اللّه عنه - گفت : أحيوا الطّاعات بمجالسة من يستحيا منه ، اى ، طاعتها را زنده داريد به مجالست كسى كه از او شرم داشته آيد . و احمد حنبل گفت : در بلا نه انداخت مرا مگر صحبت كسى كه وى را حشمت « 100 » ندارم . و لقمان گفت : با علما همنشينى كن و به زانوى خود با ايشان مزاحمت نماى - اى ، همزانوى ايشان باش - كه دلها به حكمت زنده شود ، چنان كه زمين مرده به باران بزرگ قطره .

باب دوم در صحبت و حقوق برادرى

( 1 ) بدان كه عقد برادرى رابطه است ميان دو شخص ، چون عقد نكاح . و چنان كه نكاح اقتضاى حقوقى كند كه وفا نمودن بدان واجب است تا حق نكاح به اقامت رسد - چنان كه ذكر آن در « كتاب آداب نكاح » سابق شده است - برادرى همچنين باشد . چه برادر تو را بر تو حقى است در مال ، و نفس ، و زبان و دل ، به عفو ، و دعا ، و اخلاص و وفا ، و تخفيف و ترك تكلف و تكليف . و آن در هشت حق مجموع است .

حق اول - در مال

( 2 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : مثل الاخوين مثل اليدين يغسل إحداهما بالاخرى « 101 » ، اى ، مثل دو برادر مثل دو دست‌اند كه يكى از آن به ديگرى شسته شود . و به دو دست تشبيه فرموده است نه به دست و پاى ، زيرا كه دو دست در يك غرض يارى كنند . پس همچنين برادرى دو برابر تمام [ 184 ] نشود تا هر دو در يك مقصد موافقت ننمايند . و ايشان از وجهى چون يك شخص‌اند ، و
هامش
( 100 ) حشمت ، آزرم حرمت ، شرم . ( 101 ) در متن عربى : تغسل إحداهما الأخرى .