تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
آن ميوه دارد و سايه نه ، و مثال او كسى است كه آخرت را شايد و دنيا را نه . و بعضى از آن نه ميوه دارد و نه سايه ، و مثال او كسى است كه نه آخرت را شايد و نه دنيا را ، چون امّ غيلان « 97 » كه جامه به درد و از او نه طعامى حاصل شود و نه شرابى ، و مثال او از حيوانات موش و كژدم است ، چنان كه خداى مىفرمايد ، قوله تعالى :
يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ
« 98 » ، اى ، مىخواند كسى را كه زيان به عبادت او نزديك‌تر از سود است . و دورى اينجا عبارت است از عدم ، اى زيان دارد و سود ندارد ، و هر آينه بد تصرف كننده و بد يارى دهنده و بد آميزنده است . و شاعر گفت : شعر :
النّاس شتّى إذا ما أنت ذقتهم * لا يستوون كما لا يستوي الشّجر هذا له ثمر حلو مذاقته * و ذاك ليس له ظل و لا ثمر
اى ، مردمان مختلفند چون ايشان را بچشى ، اى امتحان كنى ، برابر نباشند ، چون درختان ، بعضى ميوهء شيرين دارند و سايه ، و بعضى نه سايه دارند و نه ميوه . پس اكنون كسى كه رفيقى نيابد كه با وى برادرى كند و يكى از اين مقصودها از او حاصل نشود ، تنهايى به دو اولى باشد . ابو ذر گفت : الوحدة خير من جليس السّوء و الجليس الصّالح خير من الوحدة ، اى ، تنهايى به از همنشين بد ، و همنشين نيك به از تنهايى . اما ديانت و عدم فسق ، حق تعالى فرموده است :
وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
« 99 » ، اى ، و متابعت كن راه آن را كه باز آمد سوى من . و مشاهدهء فسق و مصاحب فاسقان كار معصيت بر دل آسان گرداند و نفرت دل از او باطل گرداند . سعيد مسيب گفت : در ظالمان منگريد كه اعمال شما باطل شود . بل در مخالطت اين جماعت سلامت نيست و سلامت در انقطاع از ايشان است . قوله تعالى :
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
« 100 » ، اى ، چون جاهلان با ايشان خطابى به مكروه كنند ، در پاسخ سخنى گويند كه از بزه مسلّم مانند . و سلاما اينجا به معنى سلامت است ، اى ، ما از بزه شما رستيم و شما از شرّ ما . پس اين آن است كه خواستيم كه از معانى اخوت و شرطها و فايده‌هاى آن ياد كنيم . و
هامش
( 97 ) امّ غيلان ( مادر غولان ) ، مغيلان ( مخفف آن ) ، درختى است خاردار . ( 98 ) حج 22 - 13 . ( 99 ) لقمان 31 - 15 . ( 100 ) فرقان 25 - 63 .