تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
وى مصاحبت كرد . و در بعضى منزلها « 110 » كسى براى إبراهيم كاسه‌اى ثريد « 111 » فرستاد ، و او انبان رفيق بگشاد و حزمه‌اى از بندها برداشت و بر صاحب هديه فرستاد . و چون رفيق بيامد پرسيد كه بندها كجاست ؟ گفت : آن ثريد كه بخوردى چه چيز بود ؟ گفت : دو بند يا سه بند بدادى بسنده بودى . گفت : اسمح يسمح لك ، اى ، جوانمردى كن تا با تو جوانمردى كرده شود . و وقتى مردى را پياده ديد و دراز گوش رفيق خود بى دستورى او بدان مرد داد ، چون رفيق بيامد خاموش بود و آن را كراهيت نداشت . و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت : بر مردى از اصحاب پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - سر گوسفندى هديه آوردند ، او گفت [ 185 ] برادرم فلان از من محتاج‌تر است ، پس بر او فرستاد ، و آن برادر نيز بر ديگرى فرستاد ، همچنين يكى بر ديگرى مىفرستاد تا به اولين دهنده باز رسيد پس از آن كه به هفت كس رسيده بود . و آمده است كه مسروق مالى بسيار وام كرد ، و بر برادر او خيثمه وامى بود ، مسروق وام او را بى علم او بتوخت « 112 » . و خيثمه نيز برفت و وام او « 113 » بى علم او بتوخت . و چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ميان عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ربيع عقد برادرى بست ، عبد الرحمن مال و نفس خود را بر وى ايثار فرمود ، و سعد گفت : بارك اللّه لك فيهما . و آن چه بر وى ايثار فرموده بود بر عبد الرحمن ايثار كرد . [ و اين مساوات است و آن نخستين ايثار ] ، و ايثار فاضل‌تر است از مساوات . و بو سليمان دارانى گفت : اگر همهء دنيا مرا باشد و من آن را لقمه‌اى كنم و به دهن برادرى از برادران خود رسانم ، آن را اندك دانم . و نيز گفت : چون من لقمه‌اى به دهن برادرى از برادران نهم ، مزهء آن در حلق خود بيابم ، و چون نفقهء برادران فاضل‌تر از صدقهء درويشان است ، على - رضى اللّه عنه - گفت : بيست درم كه به برادر الهى دهم دوست‌تر از آن دارم كه صد درم به درويشان . و نيز گفت : اگر از صاعى طعام دعوت سازم و برادران الهى را بر آن فراهم آرم ، دوست‌تر از آن دارم كه رقبه‌اى آزاد كنم . و اقتداى همه در ايثار به پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بود كه او با يارى در بيشه‌اى رفت و از آن دو مسواك برداشت ، يكى از آن كژ و ديگرى راست ، پس راست را بدان يار داد . گفت : يا رسول اللّه به راست تو سزاوارترى . فرمود - صلوات اللّه و سلامه عليه : ما من صاحب يصحب صاحبا
هامش
( 110 ) در عربى : في بعض المنازل ( يكى از منزلها ) . ( 111 ) ثريد ، تريد . ( 112 ) توختن ، ادا كردن . ( 113 ) وام مسروق .