بيان صفتهايى كه وجود آن شرط است بر كسى كه صحبت او اختيار خواهد افتاد
( 1 ) بدان كه هر آدمى صحبت را نشايد . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : المرء على دين خليله فلينظر أحدكم من يخالل ، اى ، مرد بر عادت دوست خود باشد ، پس بايد بنگرد كه با كه دوستى مىكند .
مترجم مىگويد كه مراد از اين سخن آن است كه آدمى عادت و خوى كسى گيرد كه با وى مخالطت كند . پس بايد كه با بهتر از خود دوستى گيرد نه با كمتر از خود ، تا درجهء نيكويى وى در ارتفاع باشد نه در انحطاط . و يخالّ ، و يخالل هر دو روايت شده ، و يخالّ صحيحتر است .
و چاره نيست كه متميز باشد به خصلتهايى كه به سبب آن در صحبت او رغبت توان كرد .
و شرط اين خصلتها به اعتبار فايدههايى باشد كه از صحبت مطلوب بود ، چه معنى شرط آن است كه در رسيدن به مقصود از آن چاره نبود ، و شرطها به اضافت « 79 » مقصود ظاهر شود ، و مطلوب از صحبت فايدههاى دينى و دنيوى باشد .
اما دنيايى چون انتفاع به مال و جاه يا مجرد انس گرفتن به مشاهده و محاوره باشد ، و آن از غرضهاى ما نيست .
و اما مقصود دينى ، در آن نيز غرضهاى مختلف جمع شود ، چه از جمله ، استفادت علم و عمل است ، و استفادت جاه تا خود را نگاه دارد « 80 » از ايذاى كسى كه دلش مشوش كند و از عبادت بازش دارد ، و استفادت مال تا بدان اكتفا نمايد از ضايع كردن وقتها در طلب قوت ، و استعانت براى مهمات تا در مصيبتها او را عدّتى باشد و در حالها قوّتى ، و تبرك به مجرد دعا ، و انتظار شفاعت در آخرت . چه يكى از سلف گفت كه برادران بسيار گزين ، چه هر مؤمنى را شفاعتى باشد ، پس شايد كه در شفاعت برادرى داخل شوى .
و در غريب تفسير آمده است كه معنى قول حق تعالى :
وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
« 81 » آن باشد كه شفاعت ايشان در حق برادران قبول فرمايد ، و برادران را با ايشان به بهشت برد . و گفتهاند كه چون بندهاى آمرزيده شود ، شفاعت او در حق برادران مقبول باشد . و براى اين جماعتى از سلف بر صحبت و الفت و مخالطت تحريض نمودهاند ، و عزلت و تنهايى را كراهيت داشتهاند .
هامش
( 79 ) به اضافت ، به نسبت .
( 80 ) نگاه دارد ، مصون دارد .
( 81 ) شورى 42 - 26 .