كه نصيحت او از معاودت وى مانع باشد ، نصيحت واجب بود ، و اگر به حقيقت نداند و ليكن اميد دارد ، فاضلتر نصيحت بود و باز داشتن بتلطف ، يا به درشتى اگر سودمندتر بود .
و اما در اعراض از جواب سلام و باز بودن از مخالطت ، جايى كه اصرار او معلوم باشد و در نصيحت بى منفعت ، نظر است و سيرت علما در آن مختلف . و درست آن است كه آن به اختلاف نيت مختلف شود . و در اين حال گفتهاند : الاعمال بالنيّات . چه رفق كردن و به چشم رحمت در خلق نگريستن نوعى است از تواضع ، و در عنف و اعراض نوعى است از زجر . و فتوا در اين باب از دل بايد خواست . پس آن چه به هوى و مقتضى طبع او مايلتر ، ضد آن اولى . چه استخفاف و عنف باشد « 78 » كه از كبر و عجب و لذت يافتن به اظهار رفعت و نازيدن به صلاح بود ، و رفق باشد كه از مداهنت و استمالت دل بود تا به واسطهء آن غرضى برآيد ، و ترس از تأثير وحشت و نفرت او در جاه و مال به گمانى كه نزديك بود يا دور . و اين همه تردّد است به اشارات شيطان و از اعمال اهل آخرت دور است .
پس هر كه در كارهاى دينى راغب باشد ، در تفتيش اين دقيقهها و مراقبت اين حالها با نفس خود مجاهدت كند . و مفتى در اين باب دل تو بود . و روا كه در اجتهاد مصيب باشد و روا كه مخطى بود ، و باشد كه بر متابعت هوى اقدام او به حكم غرور باشد و پندارد كه براى خداى تعالى كارى مىكند و سالك راه آخرت است . و بيان اين دقيقهها در « كتاب غرور » از « ربع مهلكات » بخواهد آمد .
و دليل تخفيف كار در فسق قاصر كه ميان بنده و خداى باشد آن است كه خمر خوارى را چند نوبت پيش پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بردند و او معاودت مىنمود . يكى از صحابه گفت :
لعنه اللّه ، خمر خوردن او در غايت بسيارى است . پيغامبر - عليه افضل الصلوات و از كى التسليم - گفت : لا تكن عونا للشيطان على أخيك ، اى ، ديو را بر برادر خود معاونت مكن ، يا لفظى كه معنى آن اين است . و اين اشاراتى است بدان كه رفق از عنف و درشتى اولى . [ 181 ]
هامش
( 78 ) باشد ، چه بسا .