تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
على - رضى اللّه عنهما - بر استرى سواره بود و بر ايشان سلام گفت ، ايشان جواب گفتند و گفتند : يا ابن رسول اللّه موافقت بايد فرمود . گفت : چنين كنم . انّ اللّه لا يحبّ المتكبّرين بخواند و از استر فرود آمد و با ايشان بر زمين نشست و از آن تناول فرمود ، پس بر ايشان سلام گفت و بر نشست « 88 » و گفت : من شما را اجابت كردم ، شما را هم اجابت بايد فرمود . و حضور ايشان را وقتى معين كرد ، ايشان بر آن جمله حاضر شدند و طعامهاى فاخر پيش ايشان آورد و با ايشان تناول كرد . اما سخن كسى كه گفته است كه « چون دست در كاسهء ديگرى نهادم مطوّق مذلت شدم » ، در جواب آن بعضى گفته‌اند كه اين خلاف سنت است و بر اين جمله نيست ، زيرا كه مذلت آن گاه بود كه خواننده به اجابت شاد نشده باشد و بدان ، منت تقلّد ننمايد ، و بر مدعوّ آن را نعمتى داند . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - حاضر شد بدانچه مىدانست كه داعى منتى تقلّد خواهد نمود « 89 » ، و آن ، شرف خود خواهد پنداشت ، و ذخيرهء دنيا و آخرت خواهد شمرد . و اين به اختلاف احوال بگردد « 90 » . پس هر كه گمان برد كه طعام دادن بر داعى گران است و دعوت براى مباهات يا اظهار تكلف مىكند ، اجابت او از سنت نيست ، بلكه اولى آن بود كه تعلل كند . و براى آن بعضى صوفيان گفتند : اجابت نبايد كرد مگر دعوت كسى كه داند كه تو رزق خود خوردى و او وديعتى از آن تو به تو تسليم نمود ، و تو را در قبول وديعت بر خود متفضّل « 91 » شناسد . و سرىّ سقطى تحسّر نمودى بر لقمه‌اى كه حق تعالى را در آن تبعت نباشد « 92 » و مخلوقى را منت نبود . و چون مدعو دانست كه منت نيست بايد كه رد نكند . ابو تراب نخشبى گفت : طعامى بر من عرضه داشتند من امتناع نمودم ، چهارده روز به گرسنگى مبتلا شدم ، دانستم كه از عقوبت آن امتناع بود . و معروف كرخى را گفتند : هر كه تو را بخواند به روى ؟ گفت : من [ 14 ] مهمانم ، هر جا كه مرا فرود آرند فرود آيم . دوم آن كه نبايد كه به سبب بعد مسافت از اجابت امتناع نمايد ، چنان كه براى درويشى « 93 » و عدم
هامش
( 88 ) بر نشستن ، سوار بر مركب شدن . ( 89 ) در نسخهء فيضيه : كه داعى منّتى تقلد نخواهد نمود ، در عربى : ان الداعي له يتقلد منه . ( 90 ) بگردد ، مختلف شود ، تغيير كند ، فرق پيدا كند . ( 91 ) متفضّل ، تفضّل كننده ، نيكويى كننده ، متبرّع . ( 92 ) در شرح زبيدى : ( آه على لقمة ليس للَّه فيها تبعة ) اى لا شبهة فيها . ( 93 ) درويشى ( ى مصدرى ) .