تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
آدمى حظهاى فردا را دوست دارد و امروز را دوست ندارد ! و حظهاى فردا را از آن دوست دارد كه حظهاى فردا نيز حاضر خواهد شد . پس حال حاضر لا بد باشد كه مطلوب بود . الاّ آن است كه حظهاى عاجل دو قسم است : يكى آن كه ضد حظهاى آخرت است و مانع از آن . و او آن است كه انبيا و اوليا از آن احتراز كرده‌اند و احتراز فرموده . و دوم آن كه ضد حظهاى آخرت نيست . و از آن امتناع ننموده‌اند ، چنان كه نكاح صحيح و خوردن حلال و غير آن . پس آن چه ضد حظهاى آخرت است ، حق عاقل آن است كه آن را كراهيت دارد و دوست نگيرد - اعنى بعقل كراهيت دارد نه بطبع - چنان كه كراهيت دارد تناول طعامى لذيذ كه پادشاهى را باشد و داند كه اگر بدان اقدام نمايد دستش ببرند يا گردنش بزنند ، نه بدان معنى كه آن طعام لذيذ چنان شود كه آرزوى آن ندارد ، و ليكن بدان معنى كه عقل مانع او باشد از اقدام نمودن بدان ، و ضررى « 31 » كه از آن حاصل شود كراهيت دارد . و مقصود از اين آن است كه اگر استاد را دوست دارد بدانچه وى را مال مىبخشد و تعليم مىكند ، يا او شاگرد را دوست دارد بدانچه وى را خدمت مىكند يا تعلّم مىنمايد ، و يكى از اين حظ عاجل است و دوم حظ آجل است ، پس او از آن جمله باشد كه براى خداى دوست دارند ، و ليكن به شرطى . و آن شرط آن است كه اگر وى را علم نياموزد ، يا آموختن متعذر شود ، دوستى وى بدين موجب نقصان پذيرد . و آن مقدار كه بدين سبب كم شود دوستى الهى بود ، و بدين مقدار ثواب دوستى الهى يابد . و مستنكر « 32 » نيست كه تو آدميى را بغايت دوست دارى براى مجموع غرضها كه به وى منوط باشد ، و اگر بعضى از آن در توقف ماند دوستى تو كمى پذيرد ، و اگر [ 175 ] حصول آن غرضها زيادت شود دوستى تو افزونى گيرد . زيرا كه دوستى تو زر را چون دوستى تو سيم را نيست چون در وزن متساوى باشند ، زيرا كه از زر غرضها بيش از آن حاصل شود كه از سيم . پس زيادت دوستى به زيادت حصول غرض باشد . و محال نيست كه غرضهاى دنيايى و اخروى [ با هم در يك شخص ] « 33 » جمع شود ، و آن در جملهء دوستى خدايى داخل شود . و حدّ او آن است كه هر دوستى اگر گرويدن به خداى و آخرت نباشد وجود آن صورت نبندد ، آن دوستى الهى باشد . و همچنين هر زيادتى در دوستى كه بى گرويدن به خداى و آخرت وجود آن
هامش
( 31 ) يعنى ضررى را . ( 32 ) مستنكر ، ناشناخته ، مستنكر نيست ، بعيد نيست . ( 33 ) عبارت داخل كروسه از شرح زبيدى است .