حاصل آيد ، و آن زن را براى آن كه واسطهء اين مقاصد دينى است دوست دارد ، دوستى وى براى خداى بود . و براى اين در اخبار آمده است كه مرد در نفقت كردن بر عيال تا به حدى كه لقمهاى به دهان وى نهد اجرى عظيم و ثوابى جزيل « 28 » يابد .
بل مىگوييم : هر كه در دوستى خداى و جستن رضاى او و طلب لقاى او در آخرت مولع باشد ، چون غير او را دوست دارد دوستى او براى خداى بود ، زيرا كه صورت نبندد كه او چيزى را دوست گيرد مگر به سبب آن چه مناسب است آن را كه به نزديك او محبوب است ، و اين رضاى خداى تعالى است .
بل بر اين زيادت كنيم و گوييم : اگر در دل او دو محبت باشد ، محبت خداى و محبت دنيا ، و در شخصى هر دو معنى جمع شود ، چنان كه صلاحيت دارد كه هم وسيلت خداى تعالى باشد و هم وسيلت دنيا . پس چون او را براى صلاحيت هر دوگان دوست دارد ، هم دوستى وى الهى بود .
چنان كه كسى استادى را دوست دارد كه وى را دين آموزد ، و مهمات دنياوى او كفايت كند به مواسات در مال ، پس او از آن روى كه در طبع او طلب راحت دنيا و سعادت آخرت هست و استادش وسيلت هر دو است ، به جهت هر دو معنى دوستدار وى بود ، هم از جملهء دوست دارندگانى باشد كه براى خداى تعالى دوست مىدارند . چه از شرط دوستى خدايى آن نيست كه در عاجل حظى را البته دوست ندارند ، چه در دعاهايى كه پيغامبران بدان مأمورند جمع است ميان دنيا و آخرت . و از آن جمله اين دعاست :
رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً
« 29 » . و عيسى - صلوات اللّه و سلامه عليه - در دعايش گفت : اللّهمّ لا تشمت بى عدوّى و لا تسؤ بي صديقى و لا تجعل مصيبتى في دينى و لا تجعل الدّنيا أكبر همّى . پس دفع شماتت دشمنان از حظهاى دنيا خواست ، و نگفت كه دنيا را اصلا از انديشه من مگردان ، بل گفت : آن را بزرگترين انديشهء من مگردان . و پيغامبر ما - صلوات اللّه و سلامه عليه - در دعاى خود گفت : اللّهمّ انّى اسألك رحمة أنال بها شرف كرامتك في الدّنيا و الآخرة . و گفت : اللّهمّ عافني من بلاء الدّنيا و عذاب الآخرة .
و در جمله چون دوستى سعادت آخرت مناقض دوستى خداى نباشد ، پس دوستى صحت و سلامت و كفايت و كرامت در دنيا چگونه مناقض دوستى خداى تعالى باشد ؟ و دنيا و آخرت عبارت « 30 » است از دو حالت كه يكى از آن نزديكتر از ديگر است . پس چگونه صورت بندد كه
هامش
( 28 ) جزيل ، بسيار .
( 29 ) بقره 2 - 201 .
( 30 ) عبارت ، بيان ، تعبير .