تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
نيست . چنان كه كسى استاد و پير خود را دوست دارد ، زيرا كه به واسطهء آنان علم و عمل آموزد . و مقصود از علم و عمل فوز آخرت باشد ، و اين در جملهء دوست دارندگان براى خداى تعالى باشد . و همچنين كسى كه شاگرد خود را دوست دارد كه از او علم گيرد و به واسطهء آن مرتبهء تعليم يابد و به درجهء عظيم در ملكوت آسمانى ترقى نمايد . چه عيسى - عليه السّلام - گفته است كه هر كه علم داند و بر آن كار كند و ديگران را بياموزد ، او را در ملكوت آسمان عظيم خوانند . و تعليم جز به متعلّم راست نيابد . پس متعلّم آلت تحصيل آن كمال باشد معلم را . پس اگر معلم متعلمى را دوست دارد ، چه سينهء خود را جاى كشاورزى او گردانيده است كه به سبب آن كشاورزى در ملكوت آسمان رتبت عظيم يابد ، دوستى وى براى خداى تعالى باشد . بل كسى كه براى خداى تعالى مالهاى خود صدقه دهد و ميهمانان جمع كند تا به جهت ايشان طعامهاى لذيذ نادر پيش آورد ، پس طباخى را از براى حسن صنعت او در طبخ دوست دارد ، او نيز از جملهء دوست دارندگان باشد كه مردم را براى خداى تعالى دوست دارند . و همچنين اگر كسى را دوست دارد كه صدقهء او به مستحقان رساند ، دوستى وى براى خداى تعالى باشد . بل بدين زيادت كنيم و گوييم : چون كسى را دوست دارد كه وى را به شستن جامه و رفتن خانه و پختن طعام خدمت كند تا او به فراغ خاطر به علم يا به عمل پردازد ، و مقصود او از استخدام در اين كارها فراغ باشد براى عبادت ، هم از جملهء دوست دارندگان براى خداى تعالى باشد . بل بر اين هم زيادت كنيم و گوييم كه اگر كسى را دوست دارد كه مال خود بر او نفقت كند ، و در نان و جامه و خانه و همه غرضهاى دنياوى او مواسات « 27 » نمايد ، و مقصود [ 174 ] او از جملهء اين غرضها فراغت باشد براى علم و عمل تا به خداى - عز و جل - تقرب نمايد ، دوستى وى هم براى خداى تعالى بود . چه در سلف جماعتى بودند كه طايفه‌اى از توانگران كفايت ايشان تكفل نمودندى ، و بدين موجب هر دو فريق يك ديگر را دوست داشتندى ، و دوستى هر دو براى خداى تعالى بود . بل بر اين نيز زيادت كنيم و گوييم كه هر كه زنى صالحه را به زنى كند تا خود را از وسواس شيطان نگاه دارد و دين خود را صيانت نمايد ، يا فرزندى صالح كه وى را دعا گويد
هامش
( 27 ) مواسات ، غمخوارى ، يارى ، موافقت .