تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
نتيجهء تباين است ، و فراهم آمدن نتيجهء تناسب است كه از آن به « تعارف » عبارت فرموده است . و در بعضى ألفاظ تلتقي فتشامّ في الهواء آمده است ، اى فراهم آيند و يك ديگر را ببويند . و يكى از علما بر سبيل كنايت چنين گفته است كه حق تعالى جانها را بر شكل گوى بيافريد و بعضى را از آن بشكافت و بر گرد عرش در آورد . پس هر دو روحى از دو قطعه ، كه آن جا يك ديگر را بشناختند و فراهم آمدند ، در دنيا مواصلت نمودند . و پيغامبر - عليه السّلام - گفت : أرواح المؤمنين لتلتقيان على مسيرة يوم و ما رأى أحدهما صاحبه قطّ ، اى ، جانهاى مؤمنان بر يك روزه راه با يك ديگر التقا كنند ، و يكى از ايشان ديگرى را هرگز نديده باشد . و آمده است كه در مكه زنى بود كه زنان را بخندانيدى ، و زنى ديگر بود در مدينه كه هم پيشهء وى داشت ، پس آن زن از مكه به مدينه آمد و بر آن زن مدينه‌اى نزول كرد ، پس به خدمت عايشه - رضى اللّه عنها - رفت و سخنانى گفت كه عايشه را به خنده آورد . عايشه از جاى نزول او پرسيد . او تقرير كرد . عايشه گفت : صدق اللّه و صدق رسول اللّه ، از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - شنيدم كه مىگفت : الارواح جنود مجنّدة ( الحديث ) . و حق در اين آن است كه مشاهده و تجربه گواهى مىدهند كه چون تناسب مىباشد ائتلاف حاصل مىآيد ، و تناسب در طبعها و خويها به باطن و ظاهر كارى مفهوم است . و اما سببهايى كه آن مناسبت اقتضا مىكند قوّت بشر را بدان اطلاع نتواند بود . و غايت بيهوده گويى منجم است كه گويد : چون طالع كسى بر تسديس طالع ديگرى يا بر تثليث او باشد ، پس آن نظر موافقت و مودت بود ، و تناسب و دوستى يك ديگر اقتضا كند ، و چون بر مقابله يا تربيع آن باشد ، دشمنى بار آرد . و اگر اين سخن صادق بودى ، بدانچه در مجارى سنت الهى در خلقت آسمان و زمين هم بر اين جمله باشد ، اشكال در آن بيش از آن اشكال باشد كه در اصل تناسب . پس خوض كردن در چيزى كه سرّ آن آدمى را مكشوف نباشد معنى ندارد . چه از علم ما را جز اندكى نرسيده است « 23 » . و در تصديق آن تجربه و مشاهده بسنده است ، و خبر بر آن وارد شده است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : لو انّ مؤمنا دخل إلى مجلس فيه مائة منافق و مؤمن واحد ، لجاء حتّى يجلس إليه ، و لو انّ منافقا دخل إلى مجلس فيه مائة مؤمن و منافق واحد ، لجاء حتّى يجلس إليه ، اى ، اگر گرويده‌اى در مجلسى آيد كه در آن صد منافق باشد و يكى گرويده ، هر آينه بيايد تا پهلوى آن
هامش
( 23 ) ناظر به آيهء :وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا( إسراء 17 - 85 ) .